من دوران دبیرستان لباسای مناسب نمیپوشیدم
موهام بیرون بود
کنکور دادم بعدش یهویی چادری شدم
نه کسی بهم گفته بود چادری شو نه چیزی
یروز ک میرفتیم بیرون لباسم کوتاه لود خونواده گیر دادن منم از حرص چادر برداشتم سرم کنم به حالت تمسخر بعد دیدم چه حس خوبی بهم داد از همونروز چادری شدم.بعدش به من میگفتن همه میرن دانشگاه ازاد میشن تو بدتر خودتو پوشوندی و... و خیلی چیزای دیگه.مسخره میکردن میخندیدن ولی من خوشم اومده بود اتفاقا منم زود تحت تاثیر قرار میگیرم ولی تو این مورد حفظ کردم تصمیمم رو.بعدترش نمازخون هم شدم انقد نخونده بودم یادم رفته بود چطوریه.هم اتاقی خوابگاهم مسخرم میکرد حرف بارم میکرد بازم سر تصمیمم موندم.قوی باش نظر لطف خدا بهت هست.نذار شیطون گولت بزنه