2789
عنوان

امتحان آیین نامه رو افتادم شوهرم باخاک یکسانم کرد🥺

| مشاهده متن کامل بحث + 8649 بازدید | 52 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



چیکارکنم خب 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

اگه امتحان صبحه،شب قبلش بخون که تو ذهنت بمونه،اگرم بعد از ظهره،صبحش بخون 

من هرگز از رحمت خدای مهربانم ناامید نمیشم.خداجانم اونی که الان این امضارو میخونه،به همه آرزوهاش برسون💜تا اینجا اومدی اگه دوست داشتی بهم بگو برات صلوات بفرستم

من بدون غلط هر دو تا امتحان و اولین بار قبول شدم

اما شهر و دومین بار گرفتم


زنی هم زیر لب گوید؛گریزانم ز این خانه.......ولی از خود چنین پرسید،،،،، چه کس موهای طفلم را....پس از من میزد شانه؟؟؟؟

من کتبی دفعه اول قبول شدم عملی دفعه سوم داداشم کتبی دفعه نهم قبول شد عملی دفعه اول من بهش میگفتم خنگ خدا اون به من میگف دست پا چلفتی یادش بخیر سال 88باهم گرفتیم گواهینامه با وجود 3سال اختلاف سن😐😐

کاش خدا خودش چراغ راهت روشن کنه وقتی داری واسم دعا میکنی که خونم زودتر درست بشه ازین خرابه برم اونجای دارم خونه درست میکنم وسط بیابون اما مهم نیست مهم اینه که دیواراش نشست نکرده چاهش ریزش نکرده دیواراش ترک ندارن باغچه ش مملو از عقرب عنکبوت نیست مهمتر از همه مال خودمونه خود خودمون 😭😭

حرف شوهرت که ناراحتت کرده به جای خود

ولی خب یا تمرکز نداری یا درست نمیخونی. چون دو روز وقت زیادیه برای خوندن کل کتاب. خصوصا شما نمونه سوالا رو هم داشتی. به تابلوها و علائن با دقت نگاه کن، هم شکلا رو جدا کن.

من با اینکارو تو یه نصف روز خونوم و با یه قبول شدم. اونم چون بخش فنی رو نخوندم کلا

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

همکلاسیم

armita_83 | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792