استارتر یاد خودم افتادم
البته ما نامزد بودیم ازدواجمونم سنتی بود، شهرامونم فاصله داشت
یکماه از نامزدیمون میگذشت رفته بودیم ابشار با خونواده
منو همسرمو و خواهرش و دومادشون رفتیم توی اب از ابشار لذت ببریم
اونقدر استرس داشتم اونقدر استرس داشتم افتادم😂🤦 اونم جلوی چشم همه جیغ زدم داشتم میوفتادم توی اب که شوهرم منو بغل کرد
حالا همه هم جوری که من جیغ زدم داشتن نگاه میکردن😂😂🤦اونقدر خجالت کشیدممم