2777
2789

من خودم عربم ، قبلا هرچی نوشتم خارجی بودن ولی اینبار دلم خواست ایرانی بنویسم و بنظرم اومد یکی از اتفاقاتی که برا خودم افتاد رو ولی با تغییرات زیاد بنویسمش 

اما مرددم نمیدونم شروعش کنم یا نه هستید خلاصه ای ازش بگم؟

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بله عزیزم بزار

راجب یه دختر که توی یه خانواده نسبتا سنتی زندگی میکنه و پدرش به دلیل تصادف میره تو کما و دختره و مادرش پیش پدربزرگ پدریش زندگی میکنن ،دختره تو دانشگاه از یه پسر خوشش میاد که پدر پسره شیخ طایفه ای هست و ادم خیلی خوبی ولی پسره بخاطر از دست دادن عشقش چندسال قبل هنوز نتونسته عاشق بشه و رابطش با دخترا در حد یه رابطه یکشبه هست ،با دختره که اشنا میشه دختره خیلی مغروره و توی دانشگاه هم زیاد با کسی صمیمی نمیشه بخاطر غرورش اما بعد کم کم با دختره صمیمی میشه اما مثل رفیق و دختره متوجه میشه پسره چطور ادمیه و برا رابطه یکشبه میخوادش ولی دختره قبول نمیکنه و همچیز بینشون بهم میخوره ،چون شهرشون کوچیکه یکی از اقوام نزدیک پسره رو برای عمو کوچیکه دختره عقد میکنن و چون پدر دختره تو کما بوده سریع یه مراسم میگیرن ولی تو مراسم عروسی پسره و دختره همو میبینن و پسره میخواد به دختره تجاوز کنه اما دختره فرار میکنه و همه متوجه میشن و همین باعث ابروریزی برای هردوطرف میشه و.....

 دقیقا از اینجا قضیه اصلی رمان شروع میشه 

نمیدونم چطوره  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792