ما رسم داریم برادرشوهر عروس پارچه قرمز دور کمرش مینده وقتی میخواد از خونه پدر بره ، یه کلیپ دیدم برای یه زوج ترکیه ای که برادر عروس این رسم رو انجام میده ( تو ترکیه برادر عروس انجامش میده) برادرش خیلی بغض داشت برا رفتن خواهرش ، یه لحظه دلم به حال خودم سوخت که برادر دارم ولی هیچوقت نمیتونم همچین لحظه ای رو تو عمرم ببینم همیشه سعی کردم شکرگزار خدا باشم ولی الان و این لحظه خیلی گله دارم ازش ، دلم به اندازه تمام دنیا گرفته الان ...
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
عزیزم ما هم قدیما از این رسما داشتیم ک نون و پول با پارچه داداش عروس میبست ب کمر عروس ولی خیلی کمرنگ شده دیگه، برای سلامتی داداشت دعا میکنم
من ریخته ام در رگ تو شیره ی جان، هی چرخ بزن در دل من، دل را بتکان/این هم نفسی چه حس و حالی دارد در پیکر من دو قلب دارد ضرباان 28 خرداد 1401 دخترکم پا به دنیای عاشقانه من و باباش گذاشت، امیدوارم رفیق های خوبی برای همدیگه باشیم... دعا کنید لایق بهترین هدیه خدا باشم و بتونم خوب تربیتش کنم... حس شیرین مادری رو برای همه منتظرا آرزو میکنم