من با نامزدم ۱ و نیمه باهمیم. ولی ۱ ساله ک خانواده هارو در جریان گذاشتیم
فعلا هیچی رسمی نشده ولی خوب باهم کنار میاییم خانواده هام اوکین.ولی هم من هم نامزدم داریم درس میخونیم فعلا قصد نداریم عقد کنیم من خودم اصلا امادگیشو ندارم
از طرفی من خواستگار زیاد دارم دیروزم یکی از فامیلای مادربزرگم زنگ زده خواستگاری همه میگن خیلی پسر خوبیه مادربزرگمم مامانمو پر کرده که دخترتو داری حیف میکنی همه ی موقعیتاشو داره از دست میده بابات میگه عقل نداره اگه قبول نکنه
مامانم گیر داده به من میخوای چیکار کنی اگه ۲ سال بعد پشیمون شه چی همه ی موقعیتاتو از دست میدی تا کی میخوای صبر کنی
بعد یکم بحث کردیم من تازه ۲۰ سالمه
گفتم من خودم قصدش و ندارم فعلا الانم نمیتونم با فکر یکی دیگه برم زندگی ی نفر دیگرو خراب کنم ک یا میشه یا نمیشه دیگه
الان به نامزدم گفتم بیاد بریم بیرون حرف بزنیم
بنظرتون این بحثایی ک با مامانم شد و بهش بگم؟
چیکار کنم