2777
2789

سلام ساعت 11 مادرشوهرم با خواهرزاده های شوهرم اومدن خونمون پنج دقیقه نشستن و خواستن برن مادرشوهرم گفت بچه تو بده تا ببریم( برن خونه خواهرشوهرم چند طبقه پایین تر از خونه ما هستن) منم گفتم نه!!! میبینم  بچه رو کرفتن بغل  بلند شدن برن پایین منم دیگه هیچی نگفتم. اونا رفتن منم حاضر شدم برم که یادم اومد کلید ندارم برگردم زنگ زدم شوهرم  اونم زنگ زد مادرش گفت بچه رو ببرین خونه  . مادر شوهرمم بچه رو اورد در خونه گذاشت و گفتم شب بیاین بالا برگشت بهم گفت من فکر کردم بچه تو ادمه و گفتم که بازی کنه ندانستم اینجوره ☹️ و رفت


غصه نخور همه چی درست میشه... 

ولش کن محلش نزار

.لا حَوْلَ وَ لاقـُوّةَ إلّا باللّهِ الْعَلِيِّ  العَظيمِ لامَلْجَأَ وَ لامَنجا مِنَ اللّهِ إِلّاٰ إِلَيْهِ.هيچ دگرگوني و نيرويي جز به خداوند والا و بزرگ تحقق نمي يابد و هيچ پناهگاه و جايگاه نجاتي از خدا جز به سوي خدا نيست.

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

یعنی چی؟ ب شوهرت گفتی بچه رو بیارن؟ 

هرروز شش و نیم صبح همزمان با آغاز زندگی بیدار میشوم و میگویم خدایا شکرت که امروز را هم دیدم😌بعدش پس از اینکه از زنده بودنم مطمئن شدم  میگیرم تا 11 میخوابم😂

چرا اینجوری میکنید 

بزار بچه رو ببره بازی کنن باهم نمیبره بخورتش که 

بچه ها گناه دارن تو این کرونا تنهای تنهان تو تنهاترش نکن 

از ی جایی ب بعد آدم هم عاقل میشه هم مهر و محبتش روجا اینکه  پای آدما حروم کنه نثار پای گربه،سگ ها و گلدوناش میکنه.بدون توقع و ب دور از هر آسیبی 

  یعنی چی بچه حییوونه 😳😳😳مادرا حساسن باید درک کنه الان وا بدی کارت زاره بدرک ناراحت شد

در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش   یه مردادیه جذاب   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز