حدود دو ماه پیش رفتم طلا خریدم دیگه نمیدونم که از حسودی یا چیشد یهو کلا چشم دیدنمو نداره خونش کنار پدر شوهرمه هر وقت میرفتیم اونجا بود الان ما میریم به هیچ وجه نمیاد دو ماهی هست ک ندیدمش بچه اش 10ماهشه بچه منم 5 ماهشه. بچه ش و پیش مادرشوهرم گذاشته و خودشم بیمارستانه عمل کرده بچه اش خیلی اذیت میکنه و بهانه میگیره دیشب دلم خیلی بحال بچه ش سوخت و با شوهرم اومدیم خونه پدرشوهرم که یک ساعتی راهه تا بهش شیر بدم ولی نمیخوره پدرهمه رو دراورده جاریم چند وقتیه کلا با خانواده شوهرم مشکل پیدا کرده نمیدونم چشه خواهر شوهرم و مادرشوهرم زنگ میزنن جواب نمیده منم بهش زنگ نزدم چون مطمئنم جواب منم نمیده.خیلی هم قدر نشناسه حالا موندم فردا که مرخص میشه چجوری باهاش رفتار کنم؟؟؟!!!
اصلا چی بهش بگم اون با من مشکل پیدا کرده حالا من روم نمیشه و خجالت میکشم ک ببینمش 😑😶
چیکار کنم؟؟؟؟