2821
2789
عنوان

اگر به دوران نوجوانی برگردید چیکار می‌کرید

| مشاهده متن کامل بحث + 60905 بازدید | 458 پست

نصیحتم بهت اینه، این ک میخای از تجربه بقیه استفاده کنی یعنی مغزت به تکامل رسیده و این خیلی عالیه، کاری ک خودت میدونی درسته رو انحام بده و هیچ وقت ازش پشیمون نشو چون توی اون لحظه بهترین تصمیمی بوده ک میتونستی بگیری و ادم با اشتباهاتش زندگیشو میسازه، زندگی اینجوریه ک اگه یه کار اشتباهو نمیکردی، خیلی از موفقیت هارو هم ب دست نمیاوردی.

من اگه ب گذشته برمیگشتم قدم ب قدم همین راهی ک رفتمو میرفتم ❣️

اگه بر می گشتم به 17ــــ18 سالگی خودم

پشت دستم رو داغ می کردم و زبونم رو لال می کردم درسم روی رها نمیکردم و


هیچ وقت قبول نمیکردم کلفتی پدرم و دو خواهرم رو به عهده بگیرم (بعد از فوت مامان مون و میذاشتم پدرم زن دوم می گرفت )


درسم رو میخوندم فرار میکردم میرفتم یه شهر دیگه و مستقل می شدم 💔


تا از وضعیت اسفناکی که الان دارم تجربه می کنم رو هیچ وقت تجربه نمیکردم


من زندگی خودم رویاهای خودم رو فدای آرامش و رویاهای بابام و دو خواهرم کردم


مزد جان فدایی من شد کتک و سرکوفت شنیدن از پدرم و خواهرام


و کلفت دائمی بودن براشون 💔💔💔💔💔💔💔💔


نی نی یار تأیید کنید بیزحمت 🎀 🙏🏻


سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

اگه بر می گشتم به 17ــــ18 سالگی خودم پشت دستم رو داغ می کردم و زبونم رو لال می کردم درسم روی رها نم ...

عزیزم الانم دیر نشده خودتو نجات بده برو بیرون شده کاگری کن حقوقتو پس انداز کن تا بتونی ی حرفه خوب یاد بگیری

از تجربیات زندگیت استفاده کن خیلی جوونی عزیزم

حقیقتش من با اینکه الان دیگه اواخر دوره نوجوونی هستم تنها حسرتم عضو بودن توی یک گروه مدرسه ای بود انگار که زمان و ادما هیچ وقت اونطور که باید با من همخونی داشته باشن نداشتن همین.

اگه بر می گشتم به 17ــــ18 سالگی خودم پشت دستم رو داغ می کردم و زبونم رو لال می کردم درسم روی رها نم ...

خواهر بزرگم ۵سال ازم بزرگتره ولی عمدا زندگی منو متلاشی کرد ب طلاق کشوند بعد طلاق هم چنتا تیکه از جهازم ک نو بود دزدید هم منو نوکر و پرستار نگهداری بچهای دوقلوش کرد باز زندگی دومم ک کرم ریخت باهاش قطع رابطه کردم

اونروز مامانم ک لنگه خواهرمه خودش بهش مجوز اینکارا رو داده گفت تو مراسم جهازبرون خواهرشوهرش هی گفته خداشانس بده مردم خواهر دارن ماهم خواهر داریم ینی دلش میخواد دوباره من احمق بکشونه حمالی کردن و شستن ظرفهای از دیشب مونده تو ظرفشویی خونش

منم ب مامانم گفتم اره برو بهش بگو خواهرشوهرش اگ خواهراش دورش هستن چون فتنه گر خونه خراب کن شوهردزد نیستش

میدونم بهش نمیگه ولی حرف دلم زدم بدونن احمق نیستم


 

هیچوقت سفرمشهدنمیرفتم ، امام رضا هنوزم که هنوزه نورچشمامه ولی متاسفانه داخل بازاررضا تو شلوغی باوجوری که دستم تو دست مادرم بود آزارو اذیت شدم هنوزم که هنوزه اسم زیارت مشهدکه میاددلم یه جوری میشه واصلا اصلا دوست ندارم دوباره مشهدرو ببینم سال۸۶رفتم مشهد ازخدامیخام تااخرعمرم دیکه مشهدرو نبینم از تلوزیون باامام رضا صحبت میکنم ایشاالله بحق عزت و جلالش هرکی یه مظلوم رو اذیت میکن خیرنبین

بارالها  راضیم به رضات ، هرچه کنی شکر🤲

اونایی که میگن وارد رابطه نمیشدم و این چیزا شما چون صرفا تجربه کردید میگید انجام نمیدادم

من صددرصد باز اگه برمیگشتم عقب وارد رابطه میشدم تا بفهمم این چیزا توی اون سن آخر عاقبت نداره

بنظر من همه باید تجربه کنن و درس بگیرن و یاد بگیرن چیکار کنن


به خودم میگفتم خیلی خوشگلتر میشی اعتماد به نفس داشته باش و البته اینکه مامانم همه حرفاش و تصمیماش درست نیست لازم نیست همیشه به حرفش گوش کنی و لازم نیست به خاطرش از خودت و علاقههات دست بکشی

غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را؟

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز