پدر شوهرم گفت خوب کمک شوهرتم تو جاده برون...مادرشوهرمم فرداش از پدر شوهرم یاد گرفت همین رو گفت..من خیلی ناراحت شدم..چون فقط به فکر بچه خودشونن...یه بار به همسرم نگفتند تو کارای خونه کمک همسرت بده..این که دیگه گواهینامه هم نمی خواد .به همسرم گفتم همسرمم گفت چه حرفا و جه فکرایی می کنن...من ترجیح می دم تو جاده خودم برونم..
من از همین حرفش خیلی ارامش گرفتم..هرچند مستقیم به خودشون هیچی نمی گه...اما خوشحال شدم که مثل اونا فکر نمی کنه...