قبل از هرچیزی جهت اینکه سوءتفاهم پیش نیاد میخوام بگم من خودم کاملاً استریت هستم
حقیقتاً برای مطرح کردن این موضوع خیلی تردید داشتم چون نگران بودم حرفهای ناراحت کنندهای دریافت کنم و یا حتی قضاوت بشم(البته هنوز هم نگرانم)
اما خب چارهای ندارم چون نمیتونم این موضوع رو پیش خانوادهام و یا حتی تراپیست مطرح کنم، معذب میشم…
اما خب اگر برونریزی هم نکنم و از کسی راهنمایی نگیرم نمیتونم از این بحران عبور کنم چون آدم قوی ای نیستم =)
من این دوستم رو ۱ سال میشه میشناسم و رابطهمون تا یک ماه پیش بینهایت نزدیک بود و خب من نمیدونم چرا وابسته شدم!
طوریکه وقتی باهام به هردلیلی سرد میشد دچار فروپاشی روحی روانی میشدم اما خب بروز نمیدادم فقط اشک میریختم…
از یک آدم شاد به یک آدم غمگین و افسرده تبدیل شدم
میشه گفت خیلی از روزها برای این موضوع گریه کردم
یک ماه پیش هم یک دفعهای تمام چتهامون رو دوطرفه دیلیت کردم و خودم هم دیلیتاکانت کردم و اون حتی نگران من نشد و یک بار تماس نگرفت یا اصلاً پیام نداد…
اما من هنوز دلتنگ میشم و گریه میکنم
۱۰۰۰ بار تصمیم گرفتم بهش پیام بدم اما منصرف شدم
میشه بگید من چرا اینطوریام یعنی امکان داره چون از سمت مادرم محبت دریافت نمیکردم الان دچار این حس شدم؟
میشه بگید آیا من میتونم این آدم و فراموش کنم یا نمیشه؟
از این احساسی که تو قلبم شکل گرفته متنفرم و دارم عذاب میکشم😭