شما خبر ندارین حق داشته
محل کار شوهرم دقیقا نزدیک جایی بوده که زدن
میگفت هممون از ترس رید یم به خودمون
چنان زمین لرزیده بوده شیشه هاشون شکسته
فکر کردن اول انفجار تو شرکت بوده
گیج میزدن نمیدونستن چه خبره
همشون پا برهنه موقع استراحت بدون کاپشن ریخته بودن بیرون