من یبار مامانمو بردم دکتر
کلا اون ماه دستم خالی بود ۱۵۰ تومن تو کارتم داشتم
گرم بود هوا رو نیمکت نشستیم بعد دکتر
رفتم دوتا آب معدنی بخرم
مامانم دیابت داره وگرنه آبمیوه میگرفتم براش
خلاصه یه پسر حدود ۱۰ ساله اومد پیییله کرد خاله گشنمه برام کیک میخری
از اونجایی که چوب دلمو میخورم گفتم برو بردار
رفت گرون ترین کیک مغازه با شربت الوئه ورا گرفت از یخچال
دلم نیومد چیزی بگم ولی حرص خوردم
تازه گفت واسه دوتا خواهر برادرامم بردارم
گفتم نه دیگه
خلاصه ۷۰هزار شد
اگه دستم بود راضی بودم اما...
حساب کردم اومدم بیرون
دیدم رفت پیش دوستش
ریخت تو کوله که دوشش بود
دوستش رفت تو مغازه سراغ یکی دیگه که خاله گشنمه برام یچی بخر
خلاصه دیگع بعد اون به هیچ نیازمندی کمک نکردم
یبارم پشت چراغ قرمز تو ماشین بچه دوستم بغلم بود
یه پسر بچه اومد گدایی و هی زار میزد
گفتم پول نقد همرام نیست ،برگشت گفت ایشالا بچت بمیره
اصلا شک شدم یه لحظه دیگه چراغ سبز شد و رفتیم