2777
2789

سلام.


داستان کسایی که امام زمان رو دیدن و باهاش در ارتباط بودن،

یکیشون سید کریم پینه دوز بوده که 19سال هر هفته امام زمان به دیدنشون میرفته.🥺


خوش بسعادتشون...


خدا کنه ما هم جوری زندگی کنیم که امام زمان ازمون راضی باشه.شاید یه شبی به خوابمون اومد.🤲🌺


🌺اللهم عجل لولیک الفرج 🌺

خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 

☁️🌞☁️



🔴سید کریم پینه دوز؛ مردی که 19 سال  آقا امام زمان(عج) به دیدنش میرفت..


✳️نامش سید کریم محمودی بود؛

حجره ی کوچکش در بازار، جایی بود که سالها در آن پینه دوزی کرده بود و شهرت سید کریم پینه دوز را هم به همین خاطر به او داده بودند.

🌹همانجایی که بارها و بارها، امام زمان (عج) به دیدارش رفته و با او هم صحبت شده بودند.


🌸آنچه در مورد سید کریم پینه دوز مشهور است، ملاقاتهای 19 ساله ی او با صاحب الامر (عج) در شبهای جمعه بود.


☘راز این کرامت بزرگ و دائمی را خود سید کریم اینگونه تعریف می کند:

شبی در عالم خواب، جدم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را دیدم. از ایشان تقاضای ملاقات امام عصر (عج) را نمودم.

🌟 آن حضرت فرمودند: «در طول شبانه روز، دو مرتبه برای فرزندم سیدالشهدا (علیه السلام) گریه کن.» از خواب بیدار شدم و این برنامه را به مدت یک سال اجرا کردم تا به خدمت آن حضرت نایل آمدم.


🔵وقتی توسل و صبر، گره ها را باز کرد


✳️مهلت اجاره خانه تمام شده بود، کنار دیوار چادر زده بود و خودش اسباب اثاثیه را توی کوچه آورده بود و با ناراحتی روی یک صندلی کهنه نشسته بود و به آقایش متوسل شده بود.


🌸آقا آمده بود و بهش گفته بود: «سید نگران نباش! اجدادمان هم مصیبتهای زیادی کشیده اند.»

سید لبخندی زده بود و به شوخی گفته بود:


❤️«درست است آقا جان! اما هیچ کدام به درد اجاره نشینی مبتلا نشده اند!»

🌷حضرت مهدی(عج) تبسمی کرده بودند و فرمودند: «منزل درست می شود.»


💠و به صبح نرسیده کسی آمده بود و گفته بود خواب دیده که حضرت ولی عصر(عج) به او فرموده اند:

«برو، فلان خانه را، در فلان خیابان بخر، به اسم سید کریم محمودی...» و در طول یک شب تا صبح خانواده بی سرپناهش، صاحب خانه شدند.


🔵آزمایش وفای عهد


💥صدای قدمهای کسی روی سنگهای کف مغازه توجهش را جلب کرد. سرش را که روی کفش خم کرده بود، بالا آورد. لبخندی صورتش را پوشاند.

«شمایید آقا!»


♻️ برای چند لحظه کار را کنار گذاشت و سلام احوالپرسی گرمی کرد.

طبق عادت همیشگی، آقا روی صندلی رو به رویش نشست.

💠سید سرش به کار گرم شد.

🌹«کفش ما را هم می دوزی؟»

💠«بله آقا جان! بعد از اینکه این 3 تا کار تمام شد مال شما را هم می دوزم.»


✳️سید سرعتش را بالاتر برد. حواسش بود که کفش میرزا را باید بعد از نماز تحویل بدهد. خوش قولی و مهارتش در بازار معروف بود.

🌹آقا دوباره پرسید:

« سید کریم! کفش ما را هم می دوزی؟»

💠کریم لحظه ای دست از کار کشید و لبخندی زد. دست بر چشم گذاشت و گفت:

«چشم آقا جان! این 3 تا کار تمام شد با جان و دل کفش شما را هم می دوزم.»


✳️دوباره مشغول شد. دستهای کریم انگار با سوزن و کفش بازی می کرد.


🌸دوباره آقا فرمود:

«سید کریم! کفش ما را هم می دوزی؟»


🔰این بار کریم کفش را رها کرد. عبا را روی دوشش محکم کرد و با سرعت به طرف آقا رفت.

با لبخند شیطنت آمیزی دست در کمر آقا انداخت و محکم نگهش داشت. سرش را نزدیک گوش مبارک حضرت (عج) برد و گفت: «من غلام و نوکر و خاک پای شمایم، این همه مرا امتحان نکنید!


🌺اگر یکبار دیگر تقاضای خود را بفرمایید و مرا شرمنده خود کنید، من هم مردم کوچه و بازار را خبردار می کنم که شما در مغازه من هستید.»


🌼آن گاه حضرت او را دلداری داده و عمل او را در تعهد به قول و پیمان، تایید فرموده بودند...


📙 زندگینامه آقا شیخ مرتضی زاهد، محمد حسن سیف اللهی ،ص50

📙. نقل قول از استاد کاظم صدیقی



خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ماجرای بعدی مربوط به یه عطار هست،

خیلی قشنگه...




قسمت یک



🌸جناب آقا شيخ حسن كاظميني فرمود: سال 1224، در كاظمين ، زياد طالب تشرف خدمت حضرت ولي عصر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف بودم و به اندازه اي اين عشق و علاقه شديد شد كه از تحصيل باز ماندم و ناچاريك دكان عطاري و سمساري باز كردم .

🔶روزهـاي جـمـعه بعد از غسل جمعه ، لباس احرام مي پوشيدم و شمشير حمايل مي كردم و مشغول ذكـر مـي شـدم .
(ايـن شـمـشـير هميشه بالاي دكان ايشان معلق بود) دراين روز خريد و فروش نمي كردم و منتظر ظهور امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف بودم .

🔹يكي از جمعه ها مشغول به ذكر بودم كه سه نفر سيد جلوي صورتم ظاهر و به در دكان تشريف فرما شدند.
دو نفر از آنها كامل مرد بودند و يكي جواني در حدود بيست وچهار ساله كه در وسط آن دو آقـا قرار داشت و فوق العاده صورت مباركشان نوراني بود.
بحدي جلب توجه مرا نمودند كه از ذكر باز ماندم و محو جمال ايشان شدم و آرزو مي كردم كه داخل دكان من بيايند.
آرام آرام با نهايت وقار آمدند تا به در دكان من رسيدند.

🌹سلام كردم .
جـواب دادند و فرمودند: آقا شيخ حسن ، گل گاوزبان داري ؟ (و اسم دارويي را بردندكه ته دكان بود و الان اسمش در نظرم نيست .
) فـورا عـرض كـردم : بـلي دارم .
حال آن كه روز جمعه من خريد و فروش نمي كردم و به كسي هم جواب نمي دادم .
فرمودند: بياور.
عـرض كـردم : چـشم و به ته دكان براي آوردن آن دارويي كه ايشان فرمودند، رفتم و آن را آوردم .
وقـتـي كه برگشتم ، ديدم كسي در دكان نيست ، ولي عصايي روي ميز جلوي دكان قرار دارد.

🔅آن عصا، عصايي بود كه در دست آن آقاي وسطي ديده بودم .
عصا رابوسيدم و عقب دكان گذاشتم و بيرون آمدم و هر چه از اشخاصي كه آن اطراف بودند،سؤال كردم : اين سه نفر سيدي كه در دكان من بودند، كجا رفتند؟ گفتند: ما كسي را نديديم .
ديـوانه شدم .
🍀به دكان برگشتم و خيلي متفكر و مهموم بودم كه بعد از اين همه اشتياق ،به زيارت مـولايـم شرفياب شدم ، ولي ايشان را نشناختم .
در اين اثناء مريض مجروحي را ديدم كه او را ميان پـنـبـه گـذاشـتـه اند و به حرم مطهر حضرت موسي بن جعفر (ع ) مي برند.
آنها را برگردانيدم و گفتم : بياييد.
من مريض شما را خوب مي كنم .
مـريض را برگردانيدند و به دكان آوردند.
🌷او را رو به قبله روي تختي ، كه عقب دكان بود و روزها روي آن مـي خـوابيدم ، خواباندم .
دو ركعت نماز حاجت خواندم و با اين كه يقين داشتم كه مولاي مـن حـضـرت ولـي عـصر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف بوده است كه به دكان من تشريف آورده ، خـواسـتم اطمينان خاطر پيدا كنم .
در قلبم خطور دادم كه اگرآن آقا، ولي عصر (ع ) بوده است .
ايـن عـصـا را بـر روي ايـن مريض مي كشم .
وقتي ازروي او رد شد، بلافاصله شفا براي او حاصل و جـراحـات بـدنش به كلي رفع شود، لذاعصا را از سر تا پايش كشيدم .
في الفور شفا يافت و به كلي جراحات بدن او برطرف شد و زير عصا گوشت تازه روييد.

🍁آن مريض از شوق ، يك ليره جلوي دكان من گذاشت ، ولي من قبول نكردم .
او گمان كرد آن وجه كـم اسـت كـه قـبول نمي كنم .
از دكان به پايين جست و از شوق بناي رفتن گذاشت .
به دنبال او دويـدم و گـفتم : من پول نمي خواهم و او گمان مي كرد كه مي گويم كم است .
تا به او رسيدم و پول را رد كرده و به دكان برگشتم و اشك مي ريختم كه آن حضرت را زيارت كردم و نشناختم .
وقـتي به دكان برگشتم ، ديدم عصا نيست .

🌱از كثرت هموم و غمومي كه از نشناختن آن حضرت و نبودن عصا به من رو داد فرياد زدم : اي مردم هر كس مولايم حضرت ولي عصر (ع ) را دوست دارد، بيايد و تصدق سر آن حضرت هر چه مي خواهد از دكان من ببرد.
مردم مي گفتند: باز ديوانه شده اي ؟ گفتم : اگر نياييد ببريد، هر چه هست در بازار مي ريزم .
فقط بيست و چهار اشرفي را كه قبلا جمع كرده بودم ، برداشتم و دكان را رها كردم و به خانه آمدم .
عـيال و اولاد را جمع كرده و گفتم : من عازم مشهد مقدس هستم .
هر كه ازشما ميل دارد، با من بيايد.
همه همراه من آمدند مگر پسر بزرگم محمد امين كه نيامد.
🔻بـه عـتبه بوسي (آستان بوسي ) حضرت رضا (ع ) مشرف شدم و قدري از آن اشرفيهاكه مانده بود، سرمايه كردم و روي سكوي در صحن مقدس به تسبيح و مهر فروشي مشغول شدم .
▫️هـر سـيـدي كه مي گذشت و از چهره او خوشم مي آمد، مي نشاندم .
به او سيگار مي دادم و برايش چاي مي آوردم .
وقتي چاي مي آوردم ، در ضمن دامنم را به دامن او گره مي زدم و او را به حضرت رضا (ع ) قسم مي دادم كه آيا شما امام زمان (ع ) نيستي ؟ خجالت مي كشيد و مي گفت : من خاك قدم ايشان هم نيستم .
تا اين كه روزي به حرم مشرف شدم و ديدم كه سيدي به ضريح مقدس چسبيده وبسيار مي گريد.
دست به شانه اش زدم و گفتم : آقاجان ، براي چه گريه مي كنيد؟ گفت : چطور گريه نكنم و حال آن كه حتي يك درهم براي خرجي در جيبم نيست .

#ادامه_دارد



خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 


#قسمت_دوم




🔶گفتم فعلا اين پنج قران رابگير واموراتت را اداره كن ، بعد برگرد اين جا، چون قصدمعامله اي باتو دارم. 

سيد اصرار كرد چه معامله اي مي خواهي با من انجام دهي ؟ من كه چيزي ندارم ؟ گـفـتـم : عقيده من اين است كه هر سيدي يك خانه در بهشت دارد. 


آيا آن خانه اي كه دربهشت داري به من مي فروشي ؟ گفت : بلي ، مي فروشم ، ولي من كه خانه اي براي خود در بهشت نمي شناسم ، اما چون مي خواهيد بخريد، مي فروشم . 

ضـمـنـا مـن چهل و يك اشرفي جمع كرده بودم كه براي اهل بيتم يك خانه بخرم . 


⚜همين وجه را آوردم و از سيد خانه را براي آخرتم خريدم . 

سيد رفت و برگشت و كاغذ و دوات و قلم آورد و نوشت كه فروختم در حضورشاهد عادل حضرت رضا (ع ) خانه اي را كه اين شخص عقيده دارد من در بهشت دارم به مبلغ چهل و يك اشرفي كه از پولهاي دنيا است و پول را تحويل گرفتم .

 

🔆به سيد گفتم : بگو بعت (فروختم ). 

گفت : بعت . 

گفتم : اشتريت (خريدم )، و وجه را تسليم كردم . 

سيد وجه را گرفت و پي كار خود رفت و من هم ورقه را گرفتم و به خانه صبيه ام مراجعت كردم . 

دخترم گفت : پدرجان چه كردي ؟ گفتم : خانه اي براي شما خريداري كردم كه آبهاي جاري و درختهاي سبز و خرم داردو همه نوع ميوه جات در آن باغ موجود است . 


〽️خـيال كردند كه چنين خانه اي در دنيا برايشان خريده ام . 

خيلي مسرور شدند. 

دخترم گفت : شما كه اين خانه را خريديد، مي بايست ما را ببريد كه اول آن را ببينيم و بدانيم كه همسايه هاي اين خانه چه كساني هستند. 


✨گـفـتم : خواهيد آمد و خواهيد ديد. 

بعد گفتم : يك طرف اين خانه به خانه حضرت خاتم النبيين (ص ) و يـك طـرف بـه خـانه اميرالمؤمنين (ع ) و يك طرف به خانه حضرت امام حسن (ع ) و يك طرف به خانه حضرت سيدالشهداء (ع )محدود است . 

اين است حدود چهارگانه اين خانه . 

آن وقت فهميدند كه من چه كرده ام . 

گفتند: شيخ چه كرده اي ؟ گفتم : خانه اي خريده ام كه هرگز خراب نمي شود. 


🌸از ايـن قضيه مدتي گذشت . 

روزي با خانواده ام نشسته بودم ، ديدم كه در روبرويمان آقاي موقري تشريف آوردند. 

من سلام كردم . 

ايشان جواب دادند. 

بعد مرا به اسم خطاب نمودند و فرمودند: شيخ حسن ، مولاي توامام زمان (ع ) مـي فرمايند: چرا اين قدر فرزند پيغمبر را اذيت مي كني و ايشان راخجالت مي دهي ؟ به امام زمان (ع ) چه حاجتي داري و از آن حضرت چه مي خواهي ؟ به دامن ايشان چسبيدم و عرض كردم : قربانتان شوم آيا شما خودتان امام زمان (ع )هستيد؟ فرمودند: من امام زمان نيستم بلكه فرستاده ايشان مي باشم . 


☀️مي خواهم ببينم چه حاجتي داري ؟ و دستم را گرفته و به گوشه صحن مطهر بردند و براي اطمينان قلب من چند علامت و نشاني كه كـسـي اطـلاع نداشت ، براي من بيان نمودند. 

🍃از جمله فرمودند: شيخ حسن تو آن كس نيستي در دجله روي قفه (جاي نسبتا بلند) نشسته بودي . 

همان وقت كشتي رسيد و آب را حركت داد و غرق شدي . 

در آن موقع متوسل به چه كسي شدي ؟ و كي تو را نجات داد؟ من متمسك به ايشان شدم و عرض كردم : آقاجان شما خودتان هستيد. 

فـرمـودنـد: نـه ، مـن نـيـسـتم . 

اينها علامتهايي است كه مولاي تو براي من بيان نموده است . 


⭐️بعد فـرمودند: تو آن كس نيستي كه در كاظمين دكان عطاري داشتي ؟ و قضيه عصا (كه گذشت ) را نقل فرمودند و گفتند: آورنده عصا و برنده آن را شناختي ؟ ايشان مولاي تو امام عصر (ع ) بود. 

🌾حال چه حاجتي داري ؟ حوائجت را بگو. 

مـن عـرض كـردم : حوائجم بيش از سه حاجت نيست ، اول اين كه مي خواهم بدانم باايمان از دنيا خواهم رفت يا نه ؟ دوم ايـن كـه مي خواهم بدانم از ياوران امام عصر (ع ) هستم و معامله اي كه با سيدكرده ام درست است يا نه ؟ سوم اين كه مي خواهم بدانم چه وقت از دنيا مي روم ؟ آن آقـاي مـوقـر خـداحافظي كردند و تشريف بردند و به قدر يك قدم كه برداشتند ازنظرم غايب شدند و ديگر ايشان را نديدم . 


❇️چند روزي از اين قضيه گذشت . 

پيوسته منتظر خبر بودم . 

روزي در موقع عصرمجددا چشمم به جـمـال ايـشـان روشن شد دست مرا گرفتند و باز در گوشه صحن مطهر به جاي خلوتي برده و فـرمودند: سلام تو را به مولايت ابلاغ كردم ايشان هم به تو سلام رسانده و فرمودند:خاطرت جمع باشد كه باايمان از دنيا خواهي رفت و ازياوران ما هم هستي و اسم تو در زمره ياوران ما ثبت شده است و معامله اي كه با سيدكرده اي صحيح است. 

💠امـا هـر وقت زمان فوت تو برسد علامتش اين است كه بين هفته در عالم خواب خواهي ديد كه دو ورقه از عالم بالا به سوي تو نازل مي شود در يكي از آنها نوشته شده است : لااله الا اللّه محمدا رسول اللّه و در ورقـه ديگر نوشته شده : علي ولي اللّه حقا حقا و طلوع فجر جمعه آن هفته به رحمت خدا واصل خواهي شد. 



#ادامه دارد


خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 


#قسمت_آخر


به مجرد گفتن این کلمه یعنی به رحمت خداواصل خواهی شد ازنظرم غایب گشت

من هم منتظر وعده شدم.

سید تقی که ناقل این جریان است مي  گويد: يـك روزديـدم شـيخ حسن در نهايت مسرت و خوشحالي از حرم حضرت رضا(ع ) به

طرف منزل برمي گشت.

🌼سؤال كردم : آقا شيخ حسن! امروز شما را خيلي مسرور مي بينم ؟ گفت : من همين يك هفته بيشتر ميهمان شما نيستم هر طوركه مي توانيد مهمان نوازي كنيد.

شـبـهـاي ايـن هـفته به كلي خواب نداشت مگر روزهاكه خواب قيلوله مي رفت ومضطرب بيدار مي شدپيوسته در حرم مطهرحضرت رضا (ع ) ودر منزل مشغول دعا خواندن بود.


🌀تا روز پنج شنبه هـمـان هـفته كه حنا گرفت وپاكيزه ترين لباسهاي خودرا برداشته وبه حمام رفت خود را كاملا شستشو داده ومحاسن و دست و پا راخضاب نمودوخيلي دير از حمام بيرون آمد.

آن روز و شـب راغـذا نـخـورد چون در اين هفته كلاروزه بود.

بعد ازخارج شدن ازحمام به حرم حضرت رضا (ع ) مشرف شد ونزديك دو ساعت و نيم از شب جمعه گذشته بود كه از حرم بيرون آمد و به طرف منزل روانه گرديد وبه من فرمود: تمام اهل بيت و بچه ها را جمع كن .

همه را حاضر نمودم قدري با آنها صحبت كرده و مزاح نمود و فرمود: مرا حلال كنيدصحبت من باشـمـا هـمـين است ديگر مرا نخواهيد ديد و اينك با شماخداحافظي مي كنم .

بچه ها و اهل بيت رامرخص نمود و فرمود: همگي را به خدامي سپارم.


❇️تـمامي بچه ها از اتاق بيرون رفتند بعد به من فرمود: سيد تقي شما امشب مراتنهانگذاريد ساعتي استراحت كنيد، اما به شرط اين كه زودتر برخيزيد.

بنده (سيد تقي ) كه خوابم نبرد و ايشان دائما مشغول دعا خواندن بودند.

چـون خـوابم نبردبرخاستم وگفتم: شما چرا استراحت نمي كنيد اين قدر خيالات نداشته باشيدشماكه حالي نداريد، اقلا قدري استراحت كنيد.

بـه صورت من تبسمي كرد وفرمود: نزديك است كه استراحت كنم و اگر چه من وصيت كرده ام بـازهـم وصـيـت مي كنم اشهد ان لااله الا اللّه و اشهد ان محمدا رسول اللّه (ص ) و اشهد ان عليا و اولاده الـمـعصومين حجج اللّه .


💠بدان كه مرگ حق است وسؤال نكيرين حق و ان اللّه يبعث من في الـقـبـور (خداي تعالي هر آن كه رادر قبرهاباشد زنده مي كند وبر مي انگيزاند).

و عقيده دارم كه مـعـاد حـق اسـت و صراط و ميزان حق است

و اما بعدقرض ندارم حتي يك درهم و يك ركعت از نمازهاي واجب من در هيچ حالي قضانشده ويك روز روزه ام را قضا نكرده ام ويك درهم ازمظالم بـنـدگـان خدا به گردن من نيست و چيزي براي شماباقي نگذاشته ام مگر دو ليره كه درجيب جليقه من است آن هم براي غسال و حق دفن من است وبراي مختصرمجلس ترحيم كه براي من تشكيل مي دهيد و همه شما رابه خدا مي سپارم والسلام .

وديگر ازحالا به بعد با من صحبت نكنيد و آنـچـه دركـفـنـم هست با من دفن كنيد وورقه اي را كه از سيد گرفته ام در كفن من بگذاريد والسلام علي من اتبع الهدي.


🔆پـس به اذكاري كه داشت مشغول شد و به عادت هر شب نماز شب را خواند بعد ازنماز شب ،روي سجاده اي كه داشت نشست و گويا منتظر مرگ بود.

يـك مـرتـبه ديدم ازجابلند شد و در نهايت خضوع و خشوع كسي را تعارف كرد وشمردم سيزده مـرتـبـه بـلند شد و درنهايت ادب تعارف كردو يك مرتبه ديدم مثل مرغي كه بال بزند خود را به سمت دراتاق پرتاب كرد و از دل نعره زد كه يا مولاي ياصاحب الزمان و صورت خود را چند دقيقه بر عتبه در گذاشت .

🔷مـن بلند شدم و زير بغل او را گرفتم در حالي كه او گريه مي كرد بعد گفتم : شما را چه مي شود اين چه حالي است كه داريد؟ گفت :اسكت .

(ساكت باش )وبه عربي فرمود: چهارده نور مبارك همگي اين جاتشريف دارند.

من با خود گفتم :از بس عاشق چهارده معصوم (ع ) است اين طور به نظرش مي آيدفكرنمي كردم كـه ايـن حـال سـكرات باشدوآنها تشريف داشته باشند چون حالش خوب بود و هيچ گونه درد و مرضي نداشت و هر چه مي گفت صحيح و حالش هم پريشان نبود.

🔶فاصله اي نشد كه ديدم تبسمي نمود و از جا حركت كرد و سه مرتبه گفت : خوش آمديد اي قابض الارواح و آن وقت صورت را اطراف حجره برگردانيد در حالتي كه دستهايش را بر سينه گذاشته بـود و عـرض كـرد: السلام عليك يا رسول اللّه اجازه مي فرماييد و بعد عرض كرد: السلام عليك يا امـيرالمؤمنين اجازه مي فرماييد و همين طور تمام چهارده نور مطهر را سلام عرض نمود و اجازه طلبيد و عرض كرد: دستم به دامنتان .

آن وقـت رو بـه قـبله خوابيد و سه مرتبه عرض كرد: يا اللّه به اين چهارده نور مقدس .

🔅بعد ملافه را روي صـورت خـود كشيد و دستها را پهلويش گذاشت .

چون ملافه را كنارزدم ديدم از دنيا رفته است .

بچه ها را براي نماز صبح بيدار كرده و گريه مي كردم كه ازگريه من مطلب را فهميدند.

🔸صـبح جنازه ايشان را با تشييع كنندگان زيادي برداشته و در غسالخانه قتلگاه غسل داديم و بدن مطهرش را شب در دارالسعاده حضرت رضا (ع ) دفن كرديم .


منبع:

كمال الدين ج 1، ص 124، س 22.

خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 

اگر کسی میخونه، باز داستان هست بزارم؟!

خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 


#تشرف


🍃🌸نامه نگاری مرد دهاتی با امام زمان عج


❄️ اسمش علی بود و از سادات، صدایش می کردند آ سید علی، دهاتی بود و کم سواد، اما عجيب صفای باطنی داشت، همشهری و هم دهاتی همین شیخ حسنعلی نخودکی خودمان


✅ خودش تعریف می کند جمعه صبحی اول طلوع خورشید به بالای تپه ای رفتم کنار چشمه ای و عریضه ای، نامه ای،نوشتم برای امام زمانم که آی آقا جان! سنم دارد بالا می رود و هنوز صاحب فرزندی نشدم...


🔰کاغذ را که نوشتم پرت کردم سمت چشمه، باد گرفت و نامه را چسباند به عبایم، دو سه باری آمدم کاغذ را به داخل چشمه بیاندازم اما هر بار نمی شد، به دلم افتاد کاغذ را بردارم و بخوانم، برداشتم، نگاه كردم ديدم كه جواب من همان وقت آمده است؛ قبل از اينكه به آب برسد؛ داخل کاغذ نوشته است: خداوند دو فرزند نصيب شما مي‏كند كه يكي‏ از آن ها منشأ خدمات خواهد بود.


💚  قربانشان رَوَم برایشان فرقی نمی کند مدیر باشی، تاجر باشی یا یک روستایی بی سواد، دلت که پاک باشد تحویلت می گیرند و آبرومندت می کنند،در این قحطیِ محبت یک رفيقِ بی غلُّ غش می خواهند امام زمان تا رفاقت را در حقش تمام کنند.

چقدر نگاه زهرایی تان را می خواهم آقا جان


❤️دلم برایِ کسی می تپد بیا ای دوست

بیا که من به تو بیش از همیشه محتاجم


📚برداشتی آزاد از سخنان استاد اخلاق شیخ جعفرناصری



خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 



#تشرف


#توصیه_های_امام_زمان(عج) به آیت الله مرعشی


☀️امام زمان (عج) توصیه های کاربردی و مهمی به آیت الله مرعشی داشتند .این توصیه ها برای آنهایی که می خواهند به محضر امام زمان (عج)نزدیک شوند توصیه میشود .


1⃣-خواندن بعضی سوره ها بعد از نمازها 👇🏼

🍃بعد از نماز صبح خواندن سوره ی یاسین

(توصیه ی تمام بزرگان  هم هست ،که گفته اند  بعد از نماز صبح بخوانید که در رفع مشکلات  بسیار اثر دارد.)


⬅️ آیت الله کشمیری (ره) ایشان می گفت برای رفع مشکلات سوره ی یاسین رابه امام جواد(ع) هدیه کنید. و بگوید خدایا این سوره ی یاسین را هدیه کردم به مولا امام جواد(ع) و بعد مشکل یا درخواست تان را ازامام جواد(ع) بخواهید.


👌🏼خواندن سوره ی نبا، بعداز نماز ظهر؛خواندن سوره ی نوح بعد از نماز عصر (ودربعضی جا نوشته شده سوره ی عصر ,اختلافی است )بعد از نماز مغرب سوره ی واقعه (توصیه شدید علماست ،روایت داریم هر کس هر شب بخواند فقرمالی به آن نمی رسد، بدهکار نمی شود، تمام قرض هایش را هم می دهد)بعداز نماز عشاء هم سوره ی ملک، روایت هم داریم که  هر کس سوره ی ملک راهر شب بخواند از عذاب قبر رهایی پیدا می کند.


2⃣- خواندن دو رکعت نماز نافله مغرب

بعد از نماز مغرب ،چهار رکعت نافله داریم دوتادورکعت،می گوید می توانیداین دو رکعت را هم جزء نافله حساب بکنید و هم نکنید، به هرحال دو رکعت نماز بعد از نماز مغرب، در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای که دوست داشتید ،در رکعت دوم بعد از حمد سوره ی واقعه ،اگر این نماز را بخوانید همان سوره ی واقعه کفایت می کند.


🍀آیت الله صالحی مازندرانی یکی ازعلمای بزرگ ما همیشه بعد از نماز مغرب این دو رکعت نماز را می خواند و سوره ی واقعه را از حفظ می خواند.( اگر کسی حفظ نیست از روی قرآن بخواند، ایستاده نمی تواند بخواند اشکالی ندارد که نشسته بخواند.)


3⃣- بعد از نماز های پنج گانه این دعا را بخوانید "اَﻟﻠّﻬُﻢَ ﺳَﺮّﺣْﻨﻰ ﻋَﻦِ اﻟﻬُﻤﻮم َوَاﻟْﻐُﻤُﻮمِ ووَﺣْﺸَﺔَ اﻟﺼّﺪرِ و وَﺳْﻮَﺳَﺔِ اﻟﺸﱠﯿﻄﺎن ﺑِﺮَﺣﻤﺘِﻚ ﯾﺎ اَرْﺣَﻢَ اﻟﺮﱠاﺣِﻤﯿﻦ" یعنی خدایا من را از هم و غم و از وحشت صدر و از وسوسه های شیطانی دور فرما به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان .


🌸این دعا توصیه ی امام زمان (عج) است که بعد از نماز های پنج گانه ، هر نمازی که تمام شد این دعا رابخوانید .امام زمان (عج) وقتی توصیه می کنند یعنی این دعا ویژگی خاصی دارد .


4⃣- بعد از ذکر رکوع در نماز، مخصوصا رکوع رکعت آخر، اگر در همه ی رکوع ها وقت نشد در رکوع رکعت آخر حتما بخوانید "اَﻟﻠّﻬُﻢ ﺻَﻞِ ﻋَﻠﻰ ﻣُﺤﻤّﺪٍ وَآلِ ﻣﺤﻤّﺪ و ﺗَﺮَﺣﱠﻢ (رحم کن)ﻋَﻠﻰ ﻋَﺠﺰِﻧﺎ (برعجز ما)وأَﻏِﺜْﻨﺎ ﺑﺤﻘﱢﻬِﻢ(به حق اهل بیت از ما دستگیری کن.)


5⃣-تا می توانی قرآن بخوان و ثواب آن رابه شیعیانی که وارث ندارند و از دنیا رفتند اهدا کن (و می توان نماز شب اول قبر خواند یا می توان صدقه داد .و به اموات شیعیان و منتظران حضرت مهدی(عج) که از دنیا رفته اند هدیه کرد )


6⃣- زیارت حضرت سید الشهدا(ع) را فراموش نکن (توصیه به زیارت عاشورا در سه تشرف آیت الله مرعشی به محضر امام زمان (عج) بود) بعد آیت الله مرعشی گفت در حق من دعا کرد وگفت خدایا او را از خدمتگزاران به شرع و اسلام قرار بده !


🔆آیت الله مرعشی می گوید به من الهام شده بود که این فرد عالم و عارف است ،از ایشان سوال کردم که من شک دارم ،اضطراب دارم که آیا عاقبت بخیر می شوم یا نه؟! ایشان به من جواب داد که عاقبت تو سعید و مشکور است و پیش خدا رو سفید خواهی شد.

و یک نگرانی دیگری هم داشتم سوال کردم که نمی دانم پدر و مادر من و یا عزیزان دیگر که حقی بر گردن من دارند و ازدنیا رفتند از من راضی هستند یانه؟


❣(امام زمان)به من جواب داد خیالت راحت این ها هم ازتو راضی هستند. بعد از ایشان اجازه برای تجدید وضو گرفتم ، از مسجد سهله بیرون آمدم وارد حیاط شدم که وضو بگیرم یکدفعه این سوال به ذهنم آمد که این آقا چه کسی بود؟ که در این تاریکی تو را شناخت که سیدی .

اسم تو را  و همه چیز در موردرا تو میدانست! به سوال های تو به راحتی جواب می داد؟!


🌺یک دفعه به ذهنم رسید نکند امام زمان (عج) است که چندین ساعت در محضر ایشان بودم ولی حواسم نبود ؛ تا این فکرها به ذهنم رسید سریع از حیاط به سمت مسجد دویدم، دیدم کسی نیست می گفت تا صبح در حیاط مسجد مثل دیوانه ها می گشتم و دور می زدم که امام زمانم بود و من محضرش را آن طور که شاید و باید در ک نکردم...


✅خوب است انسان دستورالعمل هایی که امام زمان (عج)به ایشان داده هر کدام را که می تواند انجام دهد ویا این دستورالعمل ها را بنویسد و پخش کند پخش کنید، که کاری برای امام زمان (عج) کرده باشد

.

💽برگرفته از فایل سلوک مهدوی شماره 3


خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 

داستانهای تشرف خیلی زیاده ،

مخصوصاً صوتی هاش واقعا شنیدنی و تاثیر گذاره...


یه کانال معرفی میکنم تو تل گرام،

پر از داستانهای صوتی این چنینی .

فقط داستان_تشرف# رو سرچ کنید تا براتون بیاد..



کانال بنام التجا با این آیدی👇


@Elteja

خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 

۱۳۴ تا داستان صوتی تشرف...

عالیه ...

محاله بری این داستانها رو گوش کنی و بعدش عاشق امام زمان نشی..


حالا که تا اینجا اومدی این رزق رو از دست نده ، و به این کانال سر بزن..

شما دعوت شده ی امام زمانید 💚

خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 

☁️🌞☁️



🌸دستورالعمل برای رسیدن به محضر🌸

🌹امام زمان عجل الله تعالی فرجه🌹


💠از علامه طباطبایی(ره) سوال كردم:


🌹«آیا امكان #تشرف به محضر امام زمان(عج) وجود دارد و در صورت امكان چه اعمال و دستوراتی تشرف را حاصل می كند؟»


🍂ایشان فرمودند:


🍃در این مورد، رعایت سه مطلب ضروری است.:


1⃣ برای دیدار امام زمان(عج) باید بسیار باتقوا و پرهیزكار بود.


2⃣ باید محبت، عشق و معرفت فرد زیاد باشد. البته هرگز كسی نخواهد توانست به حدی معرفت كسب كند كه درخور امام زمان(عج) باشد، اما می توان در حد توان نسبت به این مسئله تلاش كرد.


3⃣ مداومت كردن بر یكی از زیارت های مشهور.

خود ایشان در این مورد زیارتی را كه با «سلام علی آل یاسین» آغاز می شود توصیه می فرمودند.


📚پند نامه سعادت ( توصیه های اخلاقی و معنوی از آیت الله سعادت پرور پهلوانی(ره)


🌷🕊🍃🍂💠🌹🕊🕊🍂💠🌹


💠🍃ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج🍃💠



@bachehaeyaseman

خدای مهربون و خوبم، خدای عزیز و دست داشتنی من،خدای خوبی که همیشه بودی و بخشیدی و من کور دادهات رو ندیدم و غر زدم..منو ببخش مهربون خدا..ببخش کج فهمی ها و دیر فهمی های این بنده گناهکارت رو..میخوام اینجا چندتا آرزو کنم..از ته قلبم میخوام ازت اول سلامتی ظهور امام زمان عج رو، سلامتی همه مریضها و رفع گرفتاریهای تمام گرفتارها، مامان شدن اونهایی که چشم به راهن ،گره گشایی از مشکلات همه ، مخصوصا کسی که الان داره این امضارو میخونه. حاجت دلش رو بده خدا جونم".خودمم یه دنیا ارزو دارم اما فقط  کمک کن که به رضای تو راضی شم.کمکم کن تا خسران دنیا و اخرت نشم،دوستت دارم مهربون خدا‌.‌دوستت دارم... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792