2777
2789
عنوان

چه مرضی دارید؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1016 بازدید | 109 پست

کمال گرام عجولم چیزی برام درس عبرت نمیشه ممکنه یه اشتباه و دوباره تکرار کنم خیلی خودخوری میکنم اعتماد به نفس پایینی دارم

گر مسلمان گر مسیحی گر یهود                                ادمی باشید مذهب هرچه بود
فک کردم فقط خودم این مرضو دارم موهام داغون شده😂🖐🏻

اخه موخوره خودشم مورو نابودمیکنه😑

تنها چیزی ک باعث افتخارمه تو این همه سال زندگیم امیدیه ک هنوز ب خدا دارم با وجود همه ی دردام بازم اسمشو میارم و ب خودش پناه میبرم...ازوقتی ک ب دنیا اومدم مادرزادی مشکل مجاری داشتم پنجسال تموم هیچکی از مریضیم سردرنیاورد درنهایت مشکلموفهمیدن و عمل شدم تو این مدتم اکثرن روزام تو بیمارستان گذشت و زیر سوروم و امپول جون میکندم و دلم ب دستکش دکترا خوش بود ک اگه دخترخوبی باشم و گریه نکنم بهم ازاونا میدن تا توشون و بادکنم و بادکنک داشته باشم تو اون شدت مریضیم بابام دوتا دستامو با قاشق میسوزونه هنوزه ک هنوزه جاش هست (بعداز خوب شدنم زندگیم با پدر عصبیم ادامه دار شد جوری ک از شدت استرس لکنت زبون گرفتم و با زور حرف میزدم یکم ک بزرگ ترشدم ب مادرم خیانت کرد و ب کوچیک ترین چیز گیرمیداد تا مادرمو از خونه بندازه بیرون از کتک بگیری تا فحش بارمون میکرد  چندبار میخاس مامانمو بکشه واسه منی ک تنها فرد زندگیم و مادرم میدونستم دیدن اشکا و اذیتاش خیلی سخت بود از یطرفم خودم و اذیت میکرد آبروی مامانمو برد تو فامیل با عموم رفته بود خاستگاری  ب مادرم تهمت مریضی زده بود درحالی ک هیچیش نبودبعدشم معتاد میشه و وضع مالیمون روز ب روز بدتر و همیشه هم فامیلای مادرم مسخرمون میکنن و ماام بخاطر پدرمون همیشه سرخورده میشیمو سرمون پایینه میدونم مهم نیستن ولی وقتی اسمش میاد انگار غرورم له میشه و بغض کل گلومو میگیره وقتی ک تو این جو زندگی بزرگ شدم ک با ی اقایی اشنا شدم شده بود دلخوشیم امیدم پناهم ک بعداز 9 ماه تصادف میکنه و فوت میکنه قصدمون جدی بود حتا دوسداش خانواده ها بفهمن من بخاطر پدرم مخفی میکردم بعداز خبری ک ازش شنیدم کلللل دنیا خراب شد رو سرم ب جرات میتونم بگم پنججح روز تموم لب ب یقاشق غذاهم نزدم فقط میخابیدمو با فکرا و خاطرها و غم نبودنش دیواااانه میشدم ولی بازم گریمو تو خودم حبس میکردم تا یوقت مامانم شک نکنه😔یکسره فکرخودکشی میزد ب سرم از یطرفم پدرم بهم زورمیگفت و با اخلاقش اذیتم میکرد بهتره بگم بیشتر دلتنگ ترمیشدم🙃اخه من همش با خیال اون بود ک این زندگی و تحمل میکردمو اهمیت نمیدادم ولی دیگه نبوداگه اینارو برات نوشتم فقط بخاطر اینکه من با وجود همه ی این حال خرابیا ب خدا امیدوارم چرا تو نباشی رفیق؟ امیدوارباش شاید فصل بهارزندگی ماام برسه🌈❤

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بیا خونه ما خوب میشی تا من بخام لباس بپوشم پسرم کشوی لباسا رو خالی میکنه وسط اتاق دخترمم رو تختش لب ...

وااای نه من دیونه میشم😖😖 ...دوتا پسر دارم کوچیکه ۷ساله ۵ساله ...اگه ریخته باشن اسباب بازی بهشون میگم جمع کنید سریععععععععع...😤😤😤..طفلی ها بدو بدو همه رو جمع میکنم اگه باباشون خونه باشه همکاری میکنن ...

اگه جمع نکن وای بحااالشون میشه 😪☝🏻

نور صفحه چی من رو اونم حساس  

کمه کم... شوهرم تا آخر زیاده میگم کور نمیشی

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.خوشبختی یعنی صبح ک چشماتو باز میکنی ببینی عشقای زندگیت دارن نفس میکشن.
سعی میکنم کمتر بزارم اذیتم کنن تا از این مشکل دوری کنم😬

🌹🌹

از خیلی هاتون متنفرم ولی یادم نمی‌مونه که کدومتون اینقدر غیر قابل تحمل بودید! پس اگر جای دیگه ای و‌ توی تاپیک دیگه ای باهاتون صحبت کردم بگذارید به حساب بی توجهی و نه اینکه شما خوبی !!!
وااای نه من دیونه میشم😖😖 ...دوتا پسر دارم کوچیکه ۷ساله ۵ساله ...اگه ریخته باشن اسباب بازی بهشون می ...

من الان تخت رو مرتب کنم برم اتاق بعدی پسرم میاد بهم میریزه نمیدونم چرا اینجوره😄 ۲۲ ماهشه

امروز تخت رو مرتب کردم برا اولین بار دیدم متکامو از زمین بلند کرد گذاشت رو تخت

بچه ن دیگه

دخترم خوب بود ولی ازوقتی پسرم اومده انگار ریخت وپاشش بیشتر شده وبیخیاله

استوری بقیه رو اونایی که خیلی میذارن بدون این که ببینم

تند تند رد میکنم 😐😂😂

قبلاً که موهام بلند بود و موخوره داشت با دست میکندم

با ناخونام صدا در میارم( این خیلی رو مخه)😂😂🤦🏻‍♀️

و...

- تا ابد منظورِ جانے :)!♥'

مرضم این خانوادم وشوهرم به اندازه جونم دوست دارم که این اشتباه محض

فقط 21 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمی‌دونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🤩 

این عادت بد شوهر منه متاسفانه خیلی به نظافت اهمیت میده😪 وسواس نیست ولی آدم تمیزی هست

خوش ب حالت بابا شوهر من ب شدت شلختست من سه تا بچه دارم نه دوتا  

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.خوشبختی یعنی صبح ک چشماتو باز میکنی ببینی عشقای زندگیت دارن نفس میکشن.
این عادت بد شوهر منه متاسفانه خیلی به نظافت اهمیت میده😪 وسواس نیست ولی آدم تمیزی هست

خوش ب حالت بابا شوهر من ب شدت شلختست من سه تا بچه دارم نه دوتا  

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.خوشبختی یعنی صبح ک چشماتو باز میکنی ببینی عشقای زندگیت دارن نفس میکشن.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز