من اینطوری حس میکنم چون هر اتفاق سختی ک الان برام میوفته منو یاد بچگیم میندازه مثلا امشب شوهرم سرهیچی باهام حرف نزد رفت خوابید رفتم بغلش کردم اصلا محل نداد دقیقا یاد اون شبایی افتادم که بچه بودم میرفتم مادرمو بغل کنم ولی بهم محل نمیداد میگفت برو پیش خواهرات بخواب از صب تا الان مشغول کارم الانم حوصله بچه داری ندارم (چون من بچه اخر بودم و ناخواسته وقتی من دنیا اومدم ابجیام بزرگ بودن) یهو قلبم گرفت زدم زیر گریه نمیدونم چرا ولی بنظرم همه این دل تنگیا ریشه در گذشته داره خوشبحال کسایی که روحیه قوی دارن
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.