2777
2789
عنوان

بایید بگید اولین لباسی که پیش شوهرتون پوشیدین چی بود

| مشاهده متن کامل بحث + 3678 بازدید | 97 پست
ی تیشرت جذب طوسی با شلوار مشکی  بعداز عقد اومد خونمون این لباسا و پوشیده بودم فقط با هم تنها ن ...

حیییففف چرا تنهاتون نمیذاشتن خو؟

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی

بعد عقد من یه دامن تقریبا بلند البته تا ساق پا و یه بلوز آستین کوتاه که رنگ هر دو طلایی بودن پوشیدم موهامم بور بودن اصلا فکرشو نمیکردم ولی یه دفعه منو دید بغلم کرد اصلا به قیافش نمیخورد همچین واکنشی داسته باشه

خداوندا ! اگر جایی دلی بی تاب دلدار است نمیدانم چطور...! اما خودت پادرمیانی کن...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من یه شومیز آبی کاربنی پوشیدم با شلوار تنگ مشکی😁اما چون شرط کرده بودم که تا بعد از جشن اصلی اتفاقی ...

شوهر زبون بسته که میگن همین شوهر تو هست حالاا نمیخواست که تا اخرش بره که  

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی
فردای عقد اومد سر کارم .منم مقنعه و مانتو و اینا... منو برد خونه مادرش فقط مقنعه ام رو درآوردم و نش ...

شما دوتا همونایید که لک لک بچه هاتونو میاره فک کنم  

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی
بعد عقد من یه دامن تقریبا بلند البته تا ساق پا و یه بلوز آستین کوتاه که رنگ هر دو طلایی بودن پوشیدم ...

واکنش غیر مترقبه....منم تقریبا همین طوری شدم

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی
نمیدونم شوهرم تنها رفت تو اتاق دراز کشید منم نرفتم کسی بهم چیزی نگفت منم خجالت میکشیدم برم 😂😂😂

چقدر انتظار کشیده بوده

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی
نمیدونم شوهرم تنها رفت تو اتاق دراز کشید منم نرفتم کسی بهم چیزی نگفت منم خجالت میکشیدم برم 😂😂😂

منکه عمم پسرش عقد گرفته بود عموم اخر شب عروس دوماد که رفته بودن تو اتاق درو از بیرون روشون قفل کرده بود تو خونه عروس بودن کلیدم ابخ ودش اورده بود بنده خدا پسر عمم هرچی زنگ زد گفت من خجالت میکشم به گوشش نرفت که نرفت فردا صبح کلید بردن

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی
شوهر زبون بسته که میگن همین شوهر تو هست حالاا نمیخواست که تا اخرش بره که    

طفلی خیلی مظلوم بود😁جو گیر بودم میدونی ولی بعدش وا دادم گفتم گناه داره چکاریه اینهمه سختگیری بهترم شد اتفاقا واسه جشن دیگه راحت بودم 

طفلی خیلی مظلوم بود😁جو گیر بودم میدونی ولی بعدش وا دادم گفتم گناه داره چکاریه اینهمه سختگیری بهترم ...

خوب کردی ادم بعدش که به گذشته نگا میکنه هی میپرسه از خودش که چرا اونقدر سخت میگرفت

خدایم دایما سپاس برای همه رحمت هایی که برایم میفرستی و همه لطف هایی که بمن میکنی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  10 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  21 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  20 ساعت پیش