بچه ها من دیروز رفتم دکتر بعد منشیه گف ک خودت کارتو بکش بعد من کشیدم نخوند گفت اونوری بگیر اونوری گرفتم باز نخوند بعد برگشت گفت طرف سیاهشو اینوری بگیر دیههه😭😭آبروم رفت🤧 اصن هول بودم چیکار کنم اون پسری ک اونجا بود داشت نگا میکرد بهم پیش داده بود من رد کرده بودم هی نگا میکرد من خودمو گم کردم. از اونورم هی دستشو چپشو طرف من میگرفت ک من ببینم انگشتر تو دستشه حلقه نبودا ی انگشتر با نگین قرمزه بیریخت چقدم زشت بود😒😒
بعد اسمه منو خوند ک برم تو گف اونی ک مریضه فقط بره تو مامانم خیط یا خیت🙁 شد😭😭😭😭😭😭😭😭
بیاین سوتیاتونو بگین ک من روحیه بگیرم یادم بره😖🤧 میدونم تکراریه🤷♀️🤷♀️😂