2777
2789
عنوان

از سوتیای خفنتون بگین!😂

811 بازدید | 39 پست

اولیو خودم میگم: ما خانوادگی قبلنا خیلی میرفتیم کوه نوردی و جنگل و اینا یه شب تصمیم گرفتیم شب تو جنگل بخوابیم تاریکم بود حسابی! دختردایی ماعم دستشوییش گرف منم با هد لامپ باهاش رفتم نور داشته باشه یه کنده پیدا کرد نشست منم رومو کردم اونور هد لامپو گذاشتم پشت سرم قشنگ ما تحت دختر داییم نورانی شده بود🙄😂 که یهو چشم خورد به دو تا جنگلبان که برگاشون ریخته بود از بس تاریک بود نفهمیده بودیم رسیدیم به جنگلبانی! دخترداییم چنان جیغی کشید که برگای منم ریخت! تا یه هفته فش ناموسی بود که بمن میداددد هعی...😂

ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم                          تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما...🦋

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عالی بود 🤣🤣🤣🤣🤣🤣 فقط ماتحت نورانیش😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

😂😂😂

ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم                          تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما...🦋
رييس مامانم زنگ زد خونمون همزمان زنگ ايفون رو هم زدن منم قاطي كردم تلفونو برداشتم داد زدم كيه؟ رييس ...

خیییییلی باحال بود🤣🤣🤣🤣

🌷دلم برای خانه ی پدری ام تنگ شده• جایی که شیطنت هایم خریدار دارد .• جایی که همه چیز برای حالِ خوب داشتن فراهم است ...• جایی که همیشه در آن بچه ام ، و بچگی کردنم جرم نیست،که اگر ناز کنم .. پدر و مادرم، می خندند ، و نوازشم می کنند.• جایی که خوش طعم ترین غذاها وجود دارد..و هرچه خواستی نمی گویند خودت آماده کن !همه چیز بدونِ هیچ منتی مهیاست • آنجا که حتی مزه ی نان و ماستش هزار بار از پیتزا پپرونیِ بالای شهرِ اینجا بهتر است ...•  جایی که هر صبح ، بوی عطر گلدان های مادر مشام را می نوازد و صدایِ غُل غلِ سماورش ، حالِ آدم را جا می آورد • جایی که خواب های از سرِ صبح تا لنگ ظهر ؛ عجیب ، در آن می چسبد • که اگر آدم از سردیِ اولِ صبح ها چنبره زد ، کسی هست که با تمامِ عشق ، پتو رویش بیاندازد..و خوابِ شبها ، هیچ نگرانی و ترسی ندارد. جایی که تماشای برنامه کودک از نوع نوستالژی ، بیشتر از نوشیدنی های انرژی زا ، به آدم انرژی می دهد• آنجا که جنسِ قربان صدقه هایش فرق داد!من دلم همین گوشه از دنیا را تا ابد میخواهد.کنارِ پدر و مادری که از لبخندشان ؛تمام باورهایِ مرده ام جان بگیرند !🌷

من خودم سوتی ندادم ولی مامانم یبار زنگ زد کوبیده سفارش داد ب یارو گف عابر بانکم میاره پیکتون؟ 🤣🤣

این کاربر طبع طنز خودرا از دست داده و حوصله هیچکس و هیچ چیز را ندارد 

رييس مامانم زنگ زد خونمون همزمان زنگ ايفون رو هم زدن منم قاطي كردم تلفونو برداشتم داد زدم كيه؟ رييس ...

منم  رییس مامانت عالی بود😂😂😂😂⁦✌️⁩

ما درد خویش را به خدا هم نگفته ایم                          تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما...🦋
من خودم سوتی ندادم ولی مامانم یبار زنگ زد کوبیده سفارش داد ب یارو گف عابر بانکم میاره پیکتون؟ 🤣🤣

😂😂😂

🌷دلم برای خانه ی پدری ام تنگ شده• جایی که شیطنت هایم خریدار دارد .• جایی که همه چیز برای حالِ خوب داشتن فراهم است ...• جایی که همیشه در آن بچه ام ، و بچگی کردنم جرم نیست،که اگر ناز کنم .. پدر و مادرم، می خندند ، و نوازشم می کنند.• جایی که خوش طعم ترین غذاها وجود دارد..و هرچه خواستی نمی گویند خودت آماده کن !همه چیز بدونِ هیچ منتی مهیاست • آنجا که حتی مزه ی نان و ماستش هزار بار از پیتزا پپرونیِ بالای شهرِ اینجا بهتر است ...•  جایی که هر صبح ، بوی عطر گلدان های مادر مشام را می نوازد و صدایِ غُل غلِ سماورش ، حالِ آدم را جا می آورد • جایی که خواب های از سرِ صبح تا لنگ ظهر ؛ عجیب ، در آن می چسبد • که اگر آدم از سردیِ اولِ صبح ها چنبره زد ، کسی هست که با تمامِ عشق ، پتو رویش بیاندازد..و خوابِ شبها ، هیچ نگرانی و ترسی ندارد. جایی که تماشای برنامه کودک از نوع نوستالژی ، بیشتر از نوشیدنی های انرژی زا ، به آدم انرژی می دهد• آنجا که جنسِ قربان صدقه هایش فرق داد!من دلم همین گوشه از دنیا را تا ابد میخواهد.کنارِ پدر و مادری که از لبخندشان ؛تمام باورهایِ مرده ام جان بگیرند !🌷

امروز با یه فیگور خاصی جلو پسرها رد شدم برم تو کلاس

چادرم گیر کرد به دستگیره در کشیده شدم به عقب😐😐😐😐اومدم نشستم زلزله اومد هیچکسسیی از جاش تکون نخورد من فقط بلند شدم سرپا کیفمم برداشتم😐😂😂😂😂

میشه با دل های پاک تون دعا کنید خواهرم باردار بشه؟۴ سال منتظرم خاله بشم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792