من الات ۴ ساله ازدواج کردم و بچه هم ندارم از اول با شوهرم طی کردم که من در صورتی باهات ازدواج میکنم که پشتیبانم باشی درس بخونم اونم ظاهرا قبول کرد سال اول واسه کنکور خوندم اولش که تمام طلاهامو دادم بهش که قرض و قوله عروسی رو بده چون خونوادش یک قرون کمکش نکردن واسه سال اولم گفت خودت بخون من پولی واسه کلاس و این حرفا ندارم منم قبول کردم ساعت مطالعم بالا بود تا سه ماه اخرش فهمیدم انگار با یکی از کارمندای شرکتشون که رابطع داره و سه ماه ذهن منو آشفته کرد و بعد کنکور بالاخره دستشونو رو کردم نمیدونم چرا احمق شدم و موندم و بجز مامامانش به کسی نگفتم
ب مامانمگفتم لااقل هفتاد هشتاد درصدخوشگلیه دنیا ب خاطر توعه خندید شد ۱۰۰درصد😍امیدوارم منم زودتر مامان بشم هرکی خوند برام دعا کنه منم حس مادری رو تجربه کنم❤
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
هر کسی با توجه به زندگی و موقعیت و جایگاه خودش برای زندگی اش تصمیم میگیره شما باید با توجه به زندکیت فکر کنی و تصمیم بگیری و اگر هم میتونی از یه مشاور کمک بگیر
من خودم هم سالها پیش طلاق گرفتم و خودم این تصمیم رو هم کرفتم و الان هم کاملا راضی ام
من اصلا نمیتونم خیانتو تحمل کنم صد در صد طلاقمو میگرفتم
تدریس زبان آلمانی با قیمت مناسب انجام میدم... واژه ی ترشیده مال دورانیه که زنها هنری بجز شوهر کردن نداشتن. برای زن توانمند امروزی، ازدواج صرفایک گزینه است، نه تنها هدف زندگی...
طبیعت و حیوونا ارث پدر و مادر مارو نخوردن پس بهشون ظلم نکنیم .زباله هارو فقط تو سطل زباله بندازیم و به حقوق حیوانات احترام بزاریم .ادبهر ادمی نشون دهنده تربیت خانوادگی اون ادم هست اگه کسی بی ادبی کرد و جوابشو ندادم واسه اینه که با عشق براش گزارش زدم و سپردمش به نی نی یار .بیایید احمق هارو را معروف نکنیم و با ابلهان بحث نکنیم .خدایا مرسی که همیشه شاد, سالم و خوشبخت ترین بودم 💖💖
چی بگم منم شوهرم بادرس خوندنم مشکل داره ولی باحرف میگه ندارم ولی تواین مورد بامشاوره حرف زدم گفت اول شوهرت بعد درس شما خودت کاری کردی که اینجوری بشه بنظر من فعلا دست نگه دار
همش میگفت رابطم تموم شده است اما از تو پیام آش چند باری فهمیدم که رابطه شون ادامه داره خلاصه آخر بهش گفتم که من میرم از زندگیت و به غلط کردن افتاد اما از اون به بعد دعواهامون بدتر شد و حتی دست بزن پیدا کرد من عملا سال دوم را هم از دست دادم اما امسال زد به سرش که من دیگه نمی خوام واسه بقیه کار کنم و باید شرکت خودمو بزنم و پولی ندارم که بخوام با ۳۰ درصد هزینه کنم هر چی حقوق می گرفت واسه شرکت خرج می کرد حقوق چرم حدوداً نه تومن می شد ولی از این نه تو من فقط یک و نیم خرج خونه رو میداد و بقیه رو کامپیوتر رو میز و از این جور چیزا واسه شرکت می خرید