من داستان کل زندگیم رو اینجا گفتم که پسر عموم میخواستم ولی من یکی دیگه رو دوست داشتم و تا جایی پیش رفتم که قرار بود بعد محرم صفر عقد کنیم خالا میگه نمیخوام بگین من چیکار کنم واقعا دارم روانی میشم من تمام امید هام نا امید شده جلو همه زشت شدم خیلی التماسش کردم حتی گفتم به پات میوفتم ابروم نبر من به خاطرت هر کاری کردم ولی میگه نمیخوام شرایط ازدواج ندارم میگم تو امدی من که نگفتم بیا میگه اشتباه کردم چیکار کنم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
انقدر خودتوکوچیک نکن غرورداشته باش بره گمشه لابد لیاقتتونداره
من همه زندگیم همه ادمای دورو برم رو زیر پا گذاشتم به خدا خودش امد من رفته بودم با پسر عموم ازمایش خون خودش امد خودش گفت میخوامت گفت تو بر گرد خودش مامانش و خواهرش فرستاد من دارم له میشم