خانما من توی دوره ی آشنایی از همسرم دور بودم همسرم هم کارش طوری بود که مراجعه کننده دختر جوون و اینا داشت ولی من اصلا حساس نبودم
ولی بعد عقد یه رفتارهایی داشته که باعث شده خیلی حساس بشم
البته روی مراجع نه و روی همکاراش
قبلا در مورد دختر همسایه مون یه چیزی بود که نوشتم و اینجا بهم گفتن حساسم میخواستم این موضوع جدید هم بنویسم نظر و راهنماییتون رو بهم بگین
توی جنگ که همسرم دورکار بود دوتا از همکارای خانمش خیلی بهش زنگ میزدن
صحبت تلفنیشون همچین خیلی سنگین و اینا نبوده
از اون موقع پیش خودم میگم تلفنی اینطور راحتن حضوری چطورن
همش هم فکر میکنم همسرم این مدلی هست که خیلی رو میده
مثلا ما چند روز اسباب کشی داشتیم بعد صبح تا عصر من داشتم وسیله جمع میکردم و همسرم هم کارهای بیرونو میکرد دیگه وقتی میومد خونه زیاد سرحال نبود و باهام صحبت نمیکرد زیاد
منم گفتم حتما خسته ست
ولی روز آخر ساعت نه شب داشتیم شام میخوردیم یکی از همکارای خانمش زنگ زد و اصلا همسرم از این رو به رو شد
خیلی سرحال و شاداب جوابشو داد تازه بهش گفت جان بفرمایید