2789

خانما من توی دوره ی آشنایی از همسرم دور بودم همسرم هم کارش طوری بود که مراجعه کننده دختر جوون و اینا داشت ولی من اصلا حساس نبودم

ولی بعد عقد یه رفتارهایی داشته که باعث شده خیلی حساس بشم

البته روی مراجع نه و روی همکاراش

قبلا در مورد دختر همسایه مون یه چیزی بود که نوشتم و اینجا بهم گفتن حساسم میخواستم این موضوع جدید هم بنویسم نظر و راهنماییتون رو بهم بگین


توی جنگ که همسرم دورکار بود دوتا از همکارای خانمش خیلی بهش زنگ میزدن

صحبت تلفنیشون همچین خیلی سنگین و اینا نبوده

از اون موقع پیش خودم میگم تلفنی اینطور راحتن حضوری چطورن

همش هم فکر میکنم همسرم این مدلی هست که خیلی رو میده

مثلا ما چند روز اسباب کشی داشتیم بعد صبح تا عصر من داشتم وسیله جمع میکردم و همسرم هم کارهای بیرونو میکرد دیگه وقتی میومد خونه زیاد سرحال نبود و باهام صحبت نمیکرد زیاد

منم گفتم حتما خسته ست

ولی روز آخر ساعت نه شب داشتیم شام میخوردیم یکی از همکارای خانمش زنگ زد و اصلا همسرم از این رو به رو شد

خیلی سرحال و شاداب جوابشو داد تازه بهش گفت جان بفرمایید

شغل همسرتون چی هست؟

زبانم قاصر است از این همه عشق و شوق و کششی که نسبت بهت دارم تمام من:) یه عدد نومزد دارم که تمام منه:)🎀🤍درخواست دوستی به هیچ عنوان ندید و قبول نمیکنم با تچکر کاربرjnjnjnjnهستم تا دوماه تعلیقم و با این کاربری فعالیت میکنم به امید خدا ... ♡

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یا چند وقت پیش روز تولدم بود

رفته بودم یه جای دیدنی

برگشتی یه مغازه بود وسایل سنتی داشت

به همسرم گفتم نگه دار ببینم چی داره گفت نه

چند ثانیه بعد حرف همسرم، یکی دیگه از همکارای خانمش زنگ زدن و همسرم بلافاصله ماشین رو کنار خیابون پارک کرد و یه ربع داشتن صحبت میکردن

صحبت کاری هم نبود در مورد جنگ و تعطیلات و ....

از اون موقع دلم با همسرم صاف نیست

همش هم فکر میکنم تقصیر خودش هست که به بقیه رو میده

آخه فکر میکنم هرجا بره یکیو برا خودش پیدا میکنه

یعنی میگم کارش هم عوض بشه اوضاع همینطوره

به نظرتون الان چیکار کنم

خیلی حس بدی نسبت بهش دارم


حرفاتو بزن بگو الویتت باید منوخانوادمون باشه نه همکارای خانومت اگ اینجوریه منم برم سرکار راه و بیراه با همکارام گرم بگیرم

اینم نمیگم ازم پنهان کنی ولی من زنتم نه اونا والا جوری رفتارمیکنی من اضافیم اونا اوکین اگ اینجوری هست منم خودم میشم منشیت و.. طاقت منم حدی داره خودتو جمع کن هرچی هیچی نمیگم زرت زرت زنگ بی مورد و دورازکار چ خبره نمیفهمن زن و زندگی داری؟

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه

خانم محترم بعنوان مرد میگم زندگیتو بکن .باغچه رو صد بار هم بزنی بالاخره یه کرمی توش پیدا میکنی .زندگیتو خراب نکن . مردها جوگیرن .خانمها زیاد دور و برشون بالا پایین میکنن بوی گوشت به دماغشون میخوره .اما عموما خر داغ میکنند . گذشته از شوخی حساسیت خانمها باعث هول دادن آقایون به ورطه سقوط میشه .این رو جدی میگم .کنترل کنید اما نا محسوس تا زندگیتون وارد حاشیه نشه .

با همسرتون راجع به همکارای خانمش گفتگو کنید . گارد نگیرید .راجع به سنشون کارشون مسئولیتشون .نگذارید همسرتون حس کنه شما حساس شدید که براتون گرون تموم میشه .به آقایان نقطه ضعف ندید .گاهی ری اکشن خانمها اینجا میگن خیلی کودکانست .خیلی ..

بالغانه برخورد کنید .تا همسرتون بالغانه در کنارتون زندگی کنه.

با احترام

ایام به کام

نجات در راستیست ...من فقط با خود گذشتم مقایسه میشم .من از خیلی چیزهایی که خیلی مردها واسشون جذابه عبور کردم.واس همین منو قضاوت نکن ...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792