معلم کلاس چهارمم،مامانم اون سال خارج از رحم باردار بود ونمیدونست بچه اش سقط شد و خونریزی داخلی کرد و ۲،۳هفته بیمارستان بستری بود اون موقع ما با خانواده مادرید قطع رابطه بودیم با خانواده پدریمم راحت نبودیم
مجبوری رفتیم خونه خالم خیلی سخت بود و منم اون سال درسم یكم ضعیف بود ولی اون مدت بدتر شده بود
صندلی های مدرسه ۲نفری بود معلمم کل اون سال من رو بدون بغل دستی گذاشت و خیلی با من بد رفتار کرد و یک تایمی که جلسه بود و مامانم اومد بعد( مریضش)جلوی همه مادرا یادم نیست چی راجب درسم گفت که مامانم از مدرسه تا خونه گریه کرد
بعد اون نه تونستم با بچه های کلاسمون دوست بشم(چون تا کلاس 9باهم بودیم)نه تونستم دوستی پیدا کنم
هیچ وقت نمی بخشمش