تبریک مادر توانا و دلسوز. اینا همش طبیعیه.و افسردگی بعد زایمان و هفتگی و تشویش و نیش زبون شوهر و....ما تحمل کردیم.فقط بگم بهت
هرگزززززز پیش شوهرت با ضعف و تحقیر خودت حرف نزن.تمام موارد لازم دوستان گفتند.این پستها رو چند بار بخون.
تا میخوابه حتماااا بخواب.
تو باید قوی و سالم باشی...بچه تو شیر تو رو میخوره ک جوش و حرص داری یعنی ب قول قدیمی ها تو مضطرب باشی اونم همین طوره.
ذکر بگو...
وقتی شیر میخوره آروم آروم بدنشون مثلا پاهاشو ناز کن.
کاش کنارت بودم تا غصه نخوری.
کاش الان ک ۵۲ ساله هستم برمیگشتم دوران زایمان اولم. حالم بد بود.
مضطرب
شوهر بد دهن
خانواده شوهر همه خبر مرگشون بیاد خودشونو زده بودن ب خریت.
مادر خودم عصبی
بی دست و پا
و وسواس...
پدرم و کلی خاطره تلخ....
گذشت
ولی خاطره خوب ندارم.
ولی الان هر دو تا خواهرام چهار تا بچه واسشون بزرگ کردم تا اونا خاطره خوب داشته باشن.
والله کاچی درست میکردم
آروغ میگرفتم
پوشک
دل دردشون.
و.......
فقط بهت بگم
اصلاااا خودتو نباز. تا خوابه تو هم بخواب.
باشوهرت زیاد درباره نق و گریه هاش حرف نزن.
نهایتش بهش بده رو شونه ش بندازه تا شکمشون دایره ای ماساژ بده.
اردغ بگیره. کار خونه رو زیاد اهمیت نده.
اول خورد و خوراک خودت و بچه.
تلفن کم کن.
با دوست و رفیق اصلا حرف نزن.
زیاد گوگل نچرخ.
ارتباط لمسی با نوزاد بگیر زیاددددد.
کسی ک کمکت نمیکنه رو ول کن.
دلم میخواست اونجا باشم کمکت کنم