2821
2789

از دیوانه ای پرسیدند :

چه کسی را بیشتر دوست داری؟

دیوانه خندید و گفت : "عشقم" ...

گفتند: "عشقت" کیست؟؟

گفت: "عشقی" ندارم!!

خندیدند و گفتند :

برای "عشقت" چه کارهایی حاضری بکنی...؟

گفت: مانند عاقلان نمیشوم ،

نامردی نمیکنم ،

خیانت نمیکنم ،

دور نمیزنم ،

دروغ نمیگویم ،

تنهایش نمیگذارم ،

خودم را فدایش میکنم...

به او گفتند : اگر عشقت تنهایت گذاشت ،

بی وفایی کرد ، خیانت کرد چه...

اشک در چشمان دیوانه حلقه بست و گفت:

اگر بامن اینکار را نمیکرد که....

دیوانه نمیشدم🥹🫠



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شعری بسیار زیبا از احمد شاملو

سادگيم را...


يكرنگيم را...


به پای حماقتم نگذار...


انتخاب كرده ام كه ساده باشم و ديگران را دور نزنم...


وگرنه دروغ گفتن و بد بودن و آزار و فريب ديگران آسان ترين كار دنياست...


بلد بودن نمی خواهد...




دوره


دورۀ گرگهاست.....


مهربان كه باشي, مي پندارند دشمني!


گرگ كه باشي, خيالشان راحت مي شود از خودشانى!


ما تاوان گرگ نبودنمان را مي دهيم...




🖤⃟

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

بوسہ ے چشم تو بر شعر من اے یار خوش است
شاعر چشم تو بودن بہ چہ بسیار خوش است

از تو دل ڪندن و دورے بہ خدا ممڪن نیست
بهر تو شعر سرودن با دل زار خوش است

شهرہ ے شهر تویے غیر تو دلدارے نیست
دل سپردن بہ وفاے تو وفادار خوش است

واے از این عقربہ ها ساعت بے تو ماندن
در فراق تو دهم تڪیہ بہ دیوار خوش است

بے تو هر لحظہ دلم شوق رسیدن دارد
چشم بر راہ تو در نیمہ شب تار خوش است

حلقہ ے اشڪ شدہ همدم چشمان ترم
در فراق تو تب و ، این تن بیمار خوش است

حال شعر و غزل و حال دو چشمم خوش نیست
بوسہ ے چشم تو بر شعر من اے یار خوش است...

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

از آدمها که دلگیر میشوم
به خلوتم پناه میبرم
و آرام میگیرد دلم

از زمانه که دلم بگیرد
شعر، همدمِ من میشود
و باز آرام میگیرد دلم

از ظلمتِ خودم که دلگیر باشم
به نورِ خدا پناه میبرم
و باز هم... آرام میگیرد دلم؛

امّا این روزها...
از خودم،
از شعر،
حتی از خاموشیِ نورِ خدا دلگیرم!

چه غریب است این روزها...
دلِ آواره، بیسقف و بیچراغم.

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

در لبت شهد و به چشم تو شرر ریخته اند

قهوه چشم تو را سبک قجر ریخته اند


تا نگاهت به من افتاد دلم ریخت به هم

در نگاه تو مگر تیر و تبر ریخته اند


دل من غرق تلاطم شده ، انگاری که

موج موی تو به دریای خزر ریخته اند


لحنوآوای تو آرامشوآرام دل است

در صدایت نفس مرغ سحر ریخته اند


شاعرانصف زده تا آنکه غزلسازکنند

بر سر این غزل انواع نظر ریخته اند


داده بر باد فنا دین مرا چشم شما

خیر الاعمال مرا در خُم شر ریخته اند


از همانخُم زدهام جامشرابی که در آن

از غم دوری تو ، خون جگر ریخته اند


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

.
تو باشی با نفسهایت
نه سازے و نه آوازے
ڪه دنیایی سڪوت از تو به هر
آواز می ارزد....
" بده ساقی مِیِ باقی"
ڪه تا یارم ڪنارم هست
پس از صد توبهے دیڪَر ، شڪستن
باز می ارزد..!!

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

.

آخرین شعر مرا خوب بخوان بعد برو

قدر یک گریه ی خاموش بمان بعد برو


بی خداحافظی آتش زده ای دردل و جان

آتش حسرت دل را بنشان بعد برو


دل به مهر تو سپرده است دلم ؛ صبح دگر

باز کن چشم،به رخسارجهان بعد برو


چشم در حسرت باران به افق دوخته ام

قدر یک پنجره باران برسان بعد برو


صبر کن در شب تنهایی من، ماه دلم!

تا موذن برود سوی اذان بعد برو


مجلس آراسته با این غزلم بلبل مست

لحظه ای صبر کن ای سرو روان بعد برو


واژه واژه غزلم درد دل تنهایی است

گوش کن شعر مرا از دل و جان بعد برو


دردی از بیکسی افتاده به جانم؛ تو بمان

تا بگویم به تو این درد نهان بعد برو


رفتنت تلخ ترین حادثهی عمر من است

صبر کن بگذرد این فصل خزان بعد برو



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

بنال ای نی که من غم دارم امشب

نه دلسوز و نه همدم دارم امشب


دلم زخم است از دست غم یار

هم از غم چشم مرهم دارم امشب


همه چیزم زیادی میکند، حیف!

که یار از این میان کم دارم امشب


چو عصری آمد از در،گفتم ای دل

همه عیشی فراهم دارم امشب


ندانستم که بوم شام رنگین

به بام روز خرم دارم امشب


برفت و کوره ام در سینه افروخت

ببین آه دمادم دارم امشب


به دل جشن عروسی وعده کردم

ندانستم که ماتم دارم امشب


درآمد یار و گفتم دم گرفتیم

دمم رفت و همه غم دارم امشب


به امید اینکه گل تا صبحدم هست

به مژگان اشک شبنم دارم امشب


مگر آبستن عیسی است طبعم

که در دل بار مریم دارم امشب


سر دل کندن از لعل نگارین

عجب نقشی به خاتم دارم امشب


اگر روئین تنی باشم به همت

غمی همتای رستم دارم امشب


غم دل با که گویم عاطفا

که محرومش زمحرم دارم امشب



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

ناخواسته بر پیکرِ من پیله تنیدی!

تا دل به تو بستم ز دلم ساده بُریدی!


آهسته به سویم بهقدم آمدی امّا

تا حرفِ سفر شد ز من از شوق دویدی!


رفتی همه دیدند ز داغت چه کشیدم

لب باز بکن تا که ببینم چه کشیدی؟!


گویند اگر مردهام از غصّه درست است

با رفتنت آمد به سرم هر چه شنیدی!


با قصدِ نوازش شده بودم به تو نزدیک

چون رنگ ز رخسارِ من از ترس پریدی!


یکبارِ دگر آمدی از عشق بخوانم

امّا چه کنم دوست کمی دیر رسیدی!


خالی شده قلبم ز تو از وقتِ وداعت!

آن روز که از چشمِ من آهسته چکیدی


از شعلهی من دور شو پروانهی مجنون!

جز سوختنِ بال و پر از عشق چه دیدی؟!


دلسوزیات ای کاش که اینگونه نمیشد!

له کرد غمت شاخه گلی را که نچیدی!


شد کشتی دل در غمِ خود غوطهور امّا

یکبار هم ای باد موافق نوزیدی!



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

دوستت دارم مثل اولین حس گرم

دستات همونقدر آروم همونقدر شرمگین

و همونقدر پرشور دوستت دارم مثل

خجالت کشیدن و روگرفتن چشمامون

من تورو تا ابد همونقدر بی نظیر دوست دارم💕

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز