2821
2789

من تـو را امروز میخواهم نه مثلِ "شهریار"

در خیالات ثریا غرق باشم ســــــال ها


عاقبت هم با دو چشمِ تَر بگویم عشق من

آمدی جــــانم به قربانت ولی حالا چرا


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

ای دلبریت دلهرهی حضرت آدم

پلکی بزن و دلهرهام باش دمادم


پلکی بزن از پلک تو الهام بگیرم

تا کاسهی تنبور و سه تاری بتراشم


هر ماه ته چاه نشد حضرت یوسف

هر باکرهای هم نشود حضرت مریم


گاهی غزلم! گم شدن رخش بهانست

تهمینه شود همدم تنهایی رستم


تهمینه شود بستر لالایی سهراب

تهمینه شود یک غم تاریخی مبهم


تهمینهی من ترس من این است نباشد

باب دلت این رستم بی رخش پر از غم


این رستم معمولی ساده که غریب است

حتی وسط ایل خودش در وطنش: بم


ناچاری ازین فاصلههایی که زیادند

ناچاری ازین مردن تدریجی کم کم


هرجا بروم شهر پر از چاه و شغاد است

بگذار بمانم که فدای تو بگردم


من نارون صاعقه خورده تو گل سرخ

تو سبز بمان، من به درک، من به جهنّم



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گاهی میانِ دیده و دل جنگ میشود

گاهی غزل، برای تو دلتنگ میشود


گاهی دو کوچه فاصلهی خانههای ماست

اما همین دو کوچه، دو فرسنگ میشود


گاهی برای رفتن تو، گریه میکنم

هق هق، ترانه و نفس آهنگ میشود


گاهی تمامِ هر چه که اسمش غرور بود

میریزد و نتیجهی آن، ننگ میشود


گاهی میانِ خلوتِ افکارِ خستهام

شیطان به دست تیرهی تو رنگ میشود


از اینکه عاشقانه تو را میپرستم و...

از اینکه ظالمانه، دلت سنگ میشود


از اینکه باز هم دل من را ربودهای

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود..


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟

سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟


پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ

شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟


در میان تپش آینه پنهان شوی و

روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟


شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد

تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟


شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود

رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟


می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت

سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

نوش جانت شعرهایم، تحفه ای ناقابل است

خط به خط، دفتر به دفتر،شرح حال این دل است


با تمام عشق و احساسم سرودم بهر تو

سینه ام آتش نگیرد از فراقت، مشکل است


جویبار شعر من سرچشمه اش چشمان توست

جوشش شعر از نگاهت ،شمع بزم محفل است


باغ لبهایت رسیده میوه های نوبرش

لب گزیدنهای تو، تاراج دل را عامل است


جعد گیسوهای تو چون موج دریا پرخروش

آرزویم دیدن این موج اندر ساحل است


هر نفس با یاد تو شوری به جانم می رسد

نوش جانت، شعرهایم تحفه ای ناقابل است



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام...

تو تصور می کنی چوبِ خدا را خورده ام...

نه!!خیال بد نکن،چوبِ خدا این گونه نیست...

من هر آن چه خورده ام از دستِ دنیا خورده ام...


قطره ام امّا هزاران رودِ جاری در من است...

غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام...


دائماً در حال تغییرم،بپرس از آینه...

بار ها از دیدن تصویر خود جا خورده ام...!!


فقط 18 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مادر شدن زیبا ترین شادی دنیاست،و تو نمی دانی من برای داشتنت چه قدر به اشک هایم لبخند زدم...💗تیکر تولد ۲ سالگی دوقلوهام💗

☆مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی.


☆هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت

عمری که حرامت شد ای عشق حلالت

یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل

این بار اگر اصرار کنی وای به حالت.


☆جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه

بی یاد تو هرجا که نشستم توبه

در حضرت تو توبه شکستم صدبار

زین توبه که صدبار شکستم توبه.


☆دنیا غزلی داشت به کوتاهی یک عمر

دلگیرترین مصرع آن زیستنم بود.


☆تا که میرنجم انگ زود رنجی میزنند

زود رنجاندن روا و زود رنجیدن خطاست.


☆یک تن نیافتیم که فهمد زبان ما

همشهری اند مردم و ما در میان غریب.


☆رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد

دلشوره ما بود دل آرام جهان شد.


☆میسپارم کشور دل را به دستانت ولی

خواهشا مانند مسئولان ایرانی نباش.


☆در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.


☆عمری سپری شد نشدم شاد ولی

لقب شادروان بعد وفاتم بدهند.

دلت را خانه ما كن، مصفا كردنش با من.به ما درد دل افشا كن، مداوا كردنش با من.اگر گم كرده اي اي دل، كل ...

خیلی زیباست 🥰

مامانبزرگم همین شعر رو قاب کرده زده به دیوار خونشون

شب که میشه خوش خیم ترین دلتنگی هایم عود میکند.....💔

خستهام اززندگی اماجوانی میکنم

دفترم رامیگشایمشعرخوانیمیکنم


دفترشعرم سفیداست ومیانبرگها

منهنوزمنام اوراگل فشانیمیکنم


عشقخودبااوروایتکردهامامادگر

دفترم را کنج گنجه بایگانی میکنم

منبرایدردورنجوغصههایعاشقی

اشکها میریزم وباغم تبانی میکنم


رفتهعمریوهنوزم من برایوصلاو

رو به درگاه و دعای آسمانی میکنم


دفترم رامیبرم باخودازایندنیاولی

قصه اینعاشقی راجاودانیمیکنم



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

تـــــ∞ـــــو...

سَهمِمَنی

تــویی والا ترین مهمانِ دنیایَم

که دنیـا بی تو چیزی

چون تورا کم داشت ♥️🥀 ∞

نُقطهِ

تَمٰام''حَضرَتِجانا♥️


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد


وسعت تنهائیم را حس نکرد


در میان خنده های تلخ من


گریه پنهانیم را حس نکرد


در هجوم لحظه های بی کسی


درد بی کس ماندنم را حس نکرد


آن که با آغاز من مانوس بود


لحظه پایانیم را حس نکرد



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

"تقدیر من این بود که در بند تو باشم

دیوانهی دیوانهی لبخند تو باشم"


حاشا که اگر حافظی و در پی بخشش

مقصود بخارا و سمرقند تو باشم


بر گونهی تو چال، مرا گشته کمینگاه

تا شاهد و مدهوش شکرخند تو باشم


هر دم ز صدای قدمت مضطربم کن

خواهم که بر آتش همه اسفند تو باشم


چشمان تو صیدم به کمین کرد چنانکه

تا آخر عمرم همه پابند تو باشم


باشی تو اگر مثل خلیج به ابد فارس

خواهم که در آغوش تو، اروند تو باشم

عاشق کشی و دلبریات کشته مرا سخت

دلبر چو تویی من همه دلبند تو باشم


با چشم کرامت به من خسته نگه کن

آنطور که شایستهی پیوند تو باشم...



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

خوشا بر دل ، که دل دیوانه ی توست ..

هزاران قصه از افسانه ی توست ،


به صد دل ، دل نهادم ، در هوایت ..

خوشا دامی ، که آن را دانه ی توست ،


خوشا بر دل ، که دل را حاجتی نیست ..

به جز دردت ، که دل ویرانه ی توست ،


نهانی با تو ، رازی دارد ، این دل ..

مگو بر کس که دل کاشانه ی توست ،


زمستی چند بگویم ؟ مست عشقم ..

خوشا دل ، ساغرش پیمانه ی توست ،


دلم در طره ی زلف تو بند است ..

دلم مگسل که دل غمخانه ی توست ،


ندیده ، کس چو من عاشق پریشان ..

به جان خود ، نیازم شانه ی توست ،


مرا گویند چه هست ؟ این مستی و می ؟

که میداند ؟ که دل مستانه ی توست ،


بشستم دست ، از جان ودل خویش ..

بفرما خوش نشین دل خانه ی توست ،


به لوح خاطر من ، کی بگنجد ...

به جان خود ، که دل دیوانه ی توست ،


اگر #راحم بسوزد در تب عشق ..

خوشست این دل ، که دل ، پروانه ی توست ،



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز