خانوما داییم خیلی به پدربزرگ پسرم بی احترامی میکنه
جلوی اون همه آدم داد میزنه سرش
پدربزرگم گفت میخوام ماشینم و بفروشم داشت با یکی حرف میزد داد زد تو چه کاره ای وقتی خراب میشه من درستش میکنم و اینا
پدربزرگ من حقوق بگیره ولی خدا از مادربزرگم نگذره تمام حقوق دست اونه مادر پسری خیلی اذیتش میکنن
داشت تلفنی حرف میزد مادربزرگم سرش داد کرد کَر شدی
ا اون ور با اشاره داییم بهش گفت فعلا کاریش نداشته باشد
بخدا رفتم تو حیاط بغلش کردم یه دل سیر گریه کردم
آخه اون پدره منه من و بزرگ کرده خیلی پیر شده
دارم خفه میشم
داییم خودش تو خونه اضافه است طفلک پدربزرگم ۷۰ سالشه برای خرجی خودش مسافر کشی میکنه