فک کنم دو ماهی میشه شوهرم بیکاره نه اینکه کار نکنه واقعا کاری نیست هرجا میره ردش میکنن همه آشنا و فامیل دارن
ب شدت تو وضعیت بدی هستیم امروز دیدپ برگشت خونه چشماش پر اشک بود بهم میگفت عطسم گرفته اما میشناسمش دروغ میگفت دارم دیوونه میشم بخدا شلوار پاش پاره شده اوایل ازدواج مغازه کفش فروشی داشتیمانقدر فروشش کم بود جمعش کرد
خودم قالی بافی بلدم در حد اینکه با وسیله و همه چیز از یه نفر بگیرم و فقط دستمزدشو بمن بدن خودشون بفروشن ارزشش نداره اما چاره ای ندارم دوستان چیکار کنم
توروخدا دعا کنین برام حداقل😔عشقمونه که زندگیمون سر پا نگه داشته وگرنه بی پولی خیلی سخته