امروز برای ثبت نام پایه هفتم به یکی از مدارس غیردولتی شهر مون رفتیم ،همسرم وقت نکرده بود پسرمو ببره آرایشگاه موهاشو مرتب کنه واسه همین خودمون بهش گفتیم کلاه بزار تا بهم ریخته نباشه ،اولش اومدن باهاش حرف بزنن ناظم گفت کلاهتو باید برداری پسرم دوست نداشت یه نگاه بهم کرد ،ما هم توضیح دادیم به ناظمه تا ولش کرد ،بعد کلی تعهد و توضیح اضافه ،و آزمون گرفتن ازش ،گفتن فلانی باید باهات مصاحبه کنه ،اولش گفت چرا تابستون واسه درس وقت نمیزاری ،بعدش گفت حتماً باید یه رشته ورزشی بری ،پسرم گفت من کلاس شطرنج میرم گفت قبول نیست ،بعدش پرسید چه ساعتی میخوابی و....