2777
2789
عنوان

دو چیز منو الان خوشحال می کنه🙁

370 بازدید | 41 پست

یا مرگ که دیگه عاشقش نباشم

یا عشق بیاد و این انتظار تموم شه

از خواب که پا میشم اولین چیزی که به ذهنم میرسه فکر اونه ،وقتی می خوابم آخرین چیز فکر اونه،نباید بهش فکر کنم ولی دست من نیست،

راستش غم نبودنش به بودن همه چی می ارزه

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بهش بگو خب

گفتم بهش ٩ ماه پیش

ولی جواب پیاممو نداد

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...

فراموش میکنی تموم میشه میره 

فیلم هندی نیست 

ما انسانیم طبیعیه یه مدت طولانی غمگین باشیم ۶ ماه با بیشتر

ولی خدا شاهده تموم میشه این حس

فقط 35 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
و خدا معجزه‌ ‌می‌‌کند‌ ‌!🌱💛
یه چیز الان و همیشه و تا ابد من رو خوشحال میکنه پول

پول هم خوشحال مطلق نمی کنه بخدا

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
فراموش میکنی تموم میشه میره فیلم هندی نیست ما انسانیم طبیعیه یه مدت طولانی غمگین باشیم ۶ ماه با بیشت ...

٦ ماه؟

من ٣ سال و نیمه دارم تلاش می کنم فکرش نیاد سراغم ،ولی میاد،روحمو لمس کرده بود،انگار خیلی وقت بود میشناختمش،پسر بی نظیریه

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز