بچه ها من پدر و مادرم از هم جدا شدن سالهاست
هر کدوم واسه خودشون زندگی میکنن و ما بچه هاشون اصلا جاشون رو نمی دونیم
الان من سالهاست جدا زندگی میکنم خونه ام مال پدرمه
واقعا من همین که خودم رو سالم نگه داشتم خیلی حرفه یه دختر این همه سال تنها
بخوام ازدواج کنم مادرم که اصلا نمیاد نیاد هم بهتره چون ما میشناسیمش بیاد علم شنگه به پا میکنه عروسیم رو خراب میکنه پدرم هم جهیزیه به من نمیده منم با پول کار خودم نمی تونم جهیزیه بگیرم پولم به هزینه های خودم هم به سختی میرسه
کیس هایی که برای ازدواجم پیدا میشن رو اصلا دوست ندارم
حس مردونگی ندارن
مثلا چشمشون به خونه ای که توش هستم دارن که مثلا بابام خونه رو بفروشه اون پسر هم یه چیزی بذاره روش بریم جای دیگه
بدم میاد مرد چشمش به پول من باشه
من دلم یه شوهر درست درمون می خواد از این زندگی مزخرف از هم پاشیده خارج بشم برم خانواده خودم رو تشکیل بدم
تا حالا کسی شبیه من رو دیدید؟
من واقعا هیچ کس رو ندارم