2777
2789

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خخخخ دقییقا.. چقدر مردم یکرنگ بودن وماهاچقدر بی دغدغه..

من دوس دارم مثل سریال پنجمین خورشید که به زمان اینده سفر میکرد یه جوری بشه برم به گذشته به روزای خوب مدرسه دورهمی خونه فامیل

الان زمونه یه جوری شده اگه بیشتر از سالی یه بار خونه اقوام بری یه چیزی ازش در میاد یا دنبال بهونن بیان سریع وعدشونو جبران کنن الان دلم برای دخترم میسوزه میگم خدا به دادتون برسه زمان شما دیگه چی میخواد بشه

مرسی عزیزممم تاپیک قشنگی بود منو برد ب چن سال پیش هم خوشحال شدم هم غمگین یجاهایی بغًضم گرفت..زندگی ع ...

دقیقا من خیلی اوقات دلم میخواد تک تک لحظات دوباره جلوی چشمم رد بشن انگار خود آزاری دارم ولی خب برام جذابه

خوشحالم خوشتون اومد از تاپیک 


من دوس دارم مثل سریال پنجمین خورشید که به زمان اینده سفر میکرد یه جوری بشه برم به گذشته به روزای خوب ...

من دوس ندادم برگردم ب گذشتم 

دقیقاااحسودودورو شدن آدما 

هولوگرامی ام. خانواده دومم اینجاست..تو دنیایی که همه تو رو نگاه می‌کنن تا قضاوتت کنن،کسی که نگات می‌کنه تا بفهمتت، یه گنج واقعیه.

دقیقا من خیلی اوقات دلم میخواد تک تک لحظات دوباره جلوی چشمم رد بشن انگار خود آزاری دارم ولی خب برام ...

❤️❤️

هولوگرامی ام. خانواده دومم اینجاست..تو دنیایی که همه تو رو نگاه می‌کنن تا قضاوتت کنن،کسی که نگات می‌کنه تا بفهمتت، یه گنج واقعیه.

دوران دبیرستان دوستای مدرسه اردو رفتن مجردیم خونه بابا دور همی با دخترای فامیل حرف و خنده از ته دل و ...

تک تکش حق بود 

شاید باورت نشه همین سالی یکی دو دفعه مهمونی دعوت میشم هم عزا میگیرم برم ،میرم هم سرم تو گوشیه هی ساعت چک میکنم کی برمیگردیم 

وای منم همش حس میکنم اون زمانا کمتر دغدغه مالی بود 

الان همش دنبال پول میدوییم اما نمیرسیم

آدم همش فکر میکنه گذشته بهتر بوده ولی بعد که فکر میکنه میبینه سخت هم بوده اما خب نمیدونم چی بگم شاید ...

درسته

حرفت درسته

ولی وقتی بچه بودم، امیدم به همین روزهایی بود که الان دارم

از سن خیلی کم...

خیلیا میگن بچه بودیم بیخیال بودیم یا راحتتر بودیم

ولی خب تعداد معدودی مثل من هستن که واقعا اینطوری نبودیم💔 از کسی هم شکایت ندارم. ولی خب تلخه وقتی همیشه نگاهت رو به جلو باشه. و با یاداوری گذشته حتی خاطرات شیرین، یهو تلخی عمیقش رو حس کنی...

  

انگار اون جمع شدن خونه پدر بزرگ و مادر بزرگ ی اتفاق قشنگ بود میون تمام ناملایمات ها در واقع هیچ چیز ...

چقدر خوب مینویسی من قشنگ غرق شدم چند لحظه 

منم یه لالایی یادمه نمیدونم ترک باشید یا نه 

اون لالایی برای من سوهان روحمه 

میبره منو یه روزایی که آرزو دارم دوباره تکرار بشن.. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792