2777
2789
عنوان

بچه ها من وقتی بچه بودم

349 بازدید | 43 پست

خیلی بابایی بودم

بابامم کارش جوریه ک این شهر اون شهر میره حتی بچه بودم یک کشور دیگم رفت هر ۱۵ روز میومد مشهد

خیلی وقتا براش زیر پتو گریه میکردم

یادمه یک خونه اسباب بازی بود ک بچه ها میخریدن گفتم بخر نخرید ، چند وقت بعد تولد بچه ی فامیل شد واسه اون خرید.

اما من بازم براش گریه میکردم، بزرگ شدم ن خرج دانشگاه داد نه خرج رفت و امد. 

اینم اشتباهای من


💕🌸☘️🌹

دلم کباب شد برات ک

رادینم..پسرمامان هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر شیرین مثل تو داشته باشم از وقتی اومدی دنیای مامان قشنگ شد عشق کوچولوی من مرد کوچیک مامان...😍نازگلم قلبمی معجزه کوچولوی من دختر قشنگه مامانربان گوشه ی عکست...حق من این نبود عکستو بااون ربان مشکی ببینم داداشی😔😭🖤 پادشاه زندگی من جایی همین نزدیکی ها مشغول تلاش است...کم می خوابد. استراحتش کم است.دستان مردانه اش را که حکمتش را نمیدانم چرا آرامش بی پایان دارد.پادشاه من خسته میشود اما خستگی در میکند از من...آغوشش از جنس خواب است بی هوا هم که بغلش کنی چشمانت بسته میشود از آرامش بی حساب...چه افتخاریست خانمی کردن برای چنین گوهری...چه برکتیست که خستگی اش با من در میشود...به خودم میبالم که از وجود من لذت میبرد... دستانم خالیست. چیزی برای عرضه ندارم. اما تا آخرین شماره های نفس هایم قدر دان توام..قدردانم که پادشاه من بهترین مرد زمین است...لمس قشنگیست واژه خوشبختی و من خوشبخت ترینم با تو❤همین که از عمق وجود میدانم دوستم داری برایم کافیست...

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

پدرت کم کاری و اشتباه داشته نه شما ! 


فاصله اجتماعی را رعایت کنید! ازآدم مشکوک به ویروس ۲ متر؛از آدم دروغگو ۱۰ متر،ازآدم ریاکار ۱۰۰ متر                  ازآدم متعصب ۱۰۰۰ متر،ازآدم حسود ۱۰/۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ متر 🤦

بابام برام دوچرخه نخرید 

بی سیم خاستم نخرید ولی تولد پسر عمه ام براش گرفت .یه جوری بابام از اونموقع از چشمم افتاد الان ک ۲۸سالمه چیزی رو بخام بهش بگم با اکراه بهش میگم همش میترسم نه بشنوم .هیچ وقت پشتوانه برا خودم ندیدم 

لطفا هر مادر پدری این کامنت بخونه بدونه بچه ها شاید بهتون محبت کنن و باهاتون حرف بزنن ولی یه چیزای هست ک نمیدونید و قابل جبران نیست پس مراقب رفتارتون باشید

آخی دلم‌گرفت برا اون خونه هه

برای دخترم یکی کادو اورد اتفاقا خودش بچه همسن دختر من داره🤐

باور میکنی هفت هشت سال خودش استفاده کرد پنج شش سال بعدشم‌خواهرش. ینی دوازده سیزده سال همینطور گوشه اتاق خدمت می کرد.  الانم جمع کردم بدم بیرون

کاش برارت نخرید حداقل کادو هم نمیخرید

این که همش شد عشق یک طرفه. 

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

بابام برام دوچرخه نخرید بی سیم خاستم نخرید ولی تولد پسر عمه ام براش گرفت .یه جوری بابام از اونموقع ا ...

الان من همین اتفاق بعد این همه سال یادم نمیره

۲۳ سالمه الان ۱۰ تا ازون خونه هم بدن چه فایده ای داره

💕🌸☘️🌹

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز