زندگی از درون به بیرونه و ما انسانها جنس مون جنس باطن درونیه غافل از این اخلاق اشتلاه که ظاهر بیرون همش در مقایسه با باطن درون مونه(اصلا ظاهر بیرون رو نمیشه با باطن درون مون ترازو کنیم حکایت این و ان کجاست و قابل قیاس نیست ) غیر گفت ایما و سجل
صد هزاران ترجمان خیزد زدل
برای مقابله باید معکوس بشیم از ظاهر بیرونمون که موتورش فکره به سمت صد هزار ترمان درونمون معکوس به قلب صد هزاران ترجمان دلمون به فکرامون یک عنصر بی جهتی بدیم یعنی چی یعنی
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سر نگون باید رفت
تو پای به ره گذار از ره مهراس
خود ره بگویدت که چون باید رفت
از هر جهتی ترا بلا داد (زندگی از هر جهتی بلا برای بی جهت شدن )
تا لاز کشد به بی جهاتت