خسته شدم. خیلی خسته شدم.... پریشبه لعنتی فهمیدم یکی داره میمیره، دیشبم همینطور و امروز.....
خودمو زدم به اون راه
به اون حس و صدای لعنتی میگفتم خفه شو... خفه شو... هیچ خبری نیست. هیچی نمیشه. این فقط به حس مسخره و گذراست... خفه شو
ولی اتفاق افتاد.... بازم اتفاق افتاد....
خیلی خستم... سالهاست این رنج رو تحمل میکنم..
اولش واسم جالب بود و اسباب سرگرمی
توی جمع ها، توی مدرسه، توی فامیل شروع میکردم اسرار زندگیشونو میگفتم و از اینکه میدیدم هاج و واج میمونن خنده ام میگرفت... تفریح بود واسم.... ولی کم کم فهمیدم خنده نداره، گریه داره...
خیلی رنج میکشم... چند برابر بیشتر از بقیه...
مثلا یکیش اینه که مردم وقتی مسئله ای پیش میاد، همون لحظه میفهمن و شوک میشن و درد میکشن، ولی رنج و شوک و درد من از چندین روز قبل از حادثه بوجود میاد...
دچار فرسایش جسم و روح شدم....
اولش فکر میکردم یک موهبته که البته از جهاتی هست و ناشکر نیستم، ولی کم کم فهمیدم این نعمت، این گل، خارهایی هم داره...
الانم بخاطر رسیدنه اون خبره فوت که منتظرش بودم و امیدوار بودم اتفاق نیوفته، چون خیلی بهم ریختم خواستم توی اکانت کاربری خودم یک کم با خودم حرف بزنم تا شاید آرومتر بشم....
خیلی خیلی احساس خستگی میکنم.... کاش بابا بود تا همین الان پامیشدم میرفتم پیشش یه استکان چایی کنارش میخوردم و کمی آروم تر میشدم...
❌❌❌❌
⚠️انسانیت یعنی چی؟؟ یعنی بعضی از دوستان در این سایت اینقدررررر در خصوصی بمن پیام ندن که فالمو بگیر ، آیندمو بگو ، سرکتاب باز کن و از این خزعبلات و چرت و پرتها.
⚠️انسانیت یعنی: درک کنم که اگر یک نفر داره برای دل خودش با یک سری کاربری که نمیشناسه، و به همین دلیل میتونه حرفاشو راحت بزنه، درد و دل میکنه ، شعور داشته باشم و کامنت نذارم که بیا فالمو بگیر و بگو سکینه سه پسون به اصغر سگ سیبیل میرسه یا نه؟
⚠️یا اگرم مثل جمیله فالگیر، فا ل نگیرم و بگم فا ل و سرکتاب و تارو ت و ورق و .... همش چرت و کلاهبرداری و دروغه ، بهشون بَر بخوره که واه واه چه مغروری... بابت
فا ل پول میخوای؟؟ مواد مصرف میکنی؟؟ دیوونه ای؟؟!!!!!
خلاصه که همه با هم سعی کنیم یک مقدار فرهنگ و شعور و درک و دیدِ بازتری داشته باشیم🌷