من قبل از ازدواج دختری بودم ک همه بهم میگفتن خیلی با معرفت و با شعوری و تحسینم میکردن در کل میگفتن دختر خوبی هستم از وقتی ازدواج کردم ی مدت خانواده شوهرم پشتم بد میگفتن همشون ... و کلا خانوادش دوست نداشتن با من ازدواج کنه دوست داشتن ازدواج فامیلی داشته باشه میخاستن براش دختر داییشو بگیرن ک شوهر من نخاسته کلا همه از این ناراحتن بخاطر همین با من بدن در حد ی سلام زوری حرفی ک پشتم نزنن نیست از طرفی فامیلای خودمون هم ک ی مشت حسود دورو ک چیزی بهشون بگی بدون اینکه متوجه بشی حرف میزنن پشتت کلا نمیدونم چیکار کنم عاصی شدم چرا همه باهام آن قدر بد شدن من ککاری به کسی ندارم هر چی سعی میکنم خوب باشم نمیبینن یا اصلا اونجوری ک باید محلم نمیدن مثلا من کدعروسشونم اونقدر تحویلم نمیگیرن ولی مثلا بازن داییشون ک تازع اومده خواهر شوهرام میزارنش روچشم گناه من چیه آخه مثلا منو جایی میبینن اصلا احوال پرسی گرم نمیکنن من میگم سلام میگن سلام 😑🫤