2777
2789
عنوان

بازی کردن بچه ها تو کوچه و مشکلاتش

364 بازدید | 33 پست

سلام،چند ماه پیش دخترم که ۴ ساله اس هی بدون اجازه من در حیاط رو باز می‌کرد و میرفت تو کوچه و با دخترای کوچه بازی میکرد،اینو بگم دخترای کوچه از دختر من بزرگ ترن ،یه چندباری که رفته بود یه پسر ۱۱ ساله که تازه اسباب کشی کردن تو این کوچه ،بغلش کرده بود بوسش کرده بود،دخترمم هرچی گفته بود منو بزار زمین چون کوچولوعه زورش نرسیده بود،اومد به من گفت من پسره رو دعوا کردم گفتم دیگه نبینم اینکارو کنی ،گفت دخترت دروغ میگه من نبودم من اصلا از این کوچه نیستم،باز دوباره در حد ۱۰ دقیقه غافل بودم دخترم در رو باز کرده بود رفته بود تو کوچه بدو رفتم کوچه ،دیدم پسره باز دخترم رو بغل کرده دوستاش سریع بهش گفتن مادرش اومد و منم این دفعه حسابی دعواش کردم و گفتم وای به حال دیگه کار به دخترم داشته باشی،یه دوماه یکی از همسایه هامون گفت چرا دیگه دخترت نمیاری بیرون گفتم امنیت نداره و کوچولوعه و پسره رو گفتم بغلش کرده و لپش رو کشیده،نگفتم بوس هم کرده،حالا به گوش مادر پسره انگار رسیده،دیروز اومدم بیرون دیدم یه خانومه از پایین کوچه همینجوری زل زده بهم نگاهش رو برنمیداره،میخاستم سوار ماشین شم منم همینجوری زل زدم بهش  این دست بردار نبود گفتم ولش کن بابا رفتم،امروز دوباره دیدم با ایش و فیش راه میره و یه نیم نگاه میدازه و باز ایش و فیش و اخم ،بعد پسره رو باهاش دیدم فهمیدم مادرش هست،واقعا به نظرتون حق داره؟به جای اینکه به بچه اش  یاد بده دست درازی کردن و بدون اجازه بوس کردن دخترا کار زشتیه،از من طلبکاره

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.

پسره داستان رو برای مادرش تعریف کرده پس حق داره نگاه ایش و اوفی داشته باشه 

لایک نکن جون اقدس الویه /تیکر اتمام دوازدهمه کاربری ۱۴۰۱ تعلیقی ۳ بار هر کی دیدی نوشته کاربری دست دو نفره❌️ بدون نوشته دست دو شخصیتم هست ✅️ یا اگه نوشته دست چند نفره❌️منظورش اینه لطفا به دروغ هایی که میبافم گیر ندید ✅️

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

شده باشه درو قفل کن نذار بره تو کوچه

اصلا امنیت وجود نداره اونم برا بچه ای ک توان دفاع از خودشو نداره

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

پسره داستان رو برای مادرش تعریف کرده پس حق داره نگاه ایش و اوفی داشته باشه

چه حقی ،باید بچش رو درست تربیت کنه،دو روز دیگه جزو تجاوز گرا میشن بازم مادرشون بهشون حق میده،دخترم خاله هاش بوسش میکنن میگم اول اجازه بگیرین ،چه حقی داره مگه برادرشه 

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.
شده باشه درو قفل کن نذار بره تو کوچهاصلا امنیت وجود نداره اونم برا بچه ای ک توان دفاع از خودشو نداره

آره درو قفل میکنم،پنج ماه پیش که دخترم برام تعریف کرد دست و پام لرزید واقعا

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.
چه حقی ،باید بچش رو درست تربیت کنه،دو روز دیگه جزو تجاوز گرا میشن بازم مادرشون بهشون حق میده،دخترم خ ...

متوجه نشدین من چی میگم میگم پسره از طرف خودش تعریف کرده ماجرارو 

لایک نکن جون اقدس الویه /تیکر اتمام دوازدهمه کاربری ۱۴۰۱ تعلیقی ۳ بار هر کی دیدی نوشته کاربری دست دو نفره❌️ بدون نوشته دست دو شخصیتم هست ✅️ یا اگه نوشته دست چند نفره❌️منظورش اینه لطفا به دروغ هایی که میبافم گیر ندید ✅️

بگو شوهرت پسره رو بغل کنه و لپاش ببوسه

عزیزم من جدا شدم و باباش اصلا دیدنش نمیاد و این دست تنها بودن نگرانی هام رو زیاد کرده ،میگم اگه بابا داشت کسی چپ نگاهش نمی‌کرد و جرات نمیکردن

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.
عزیزم من جدا شدم و باباش اصلا دیدنش نمیاد و این دست تنها بودن نگرانی هام رو زیاد کرده ،میگم اگه بابا ...

الهی بگردم

ن خودتو مقصر ندون


تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

متوجه نشدین من چی میگم میگم پسره از طرف خودش تعریف کرده ماجرارو

آها،باور کن مادره یه اخمی کرده بود طلبکارانه من موندم فقط،دیر فهمیدم مادرشه وگرنه منم اخم میکردم،شرمنده متوجه منظورت نشدم

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.
الهی بگردمن خودتو مقصر ندون

ممنون❤

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.
خب ب دخترت یاد بده ک کسی بهش دست زد سریع جیغ بکشه و بیاد بهت بگه

آره میگه ،فقط جیغ نمی‌کشه مظلومه،بارها بهش گفتم

اون قسمت از زندگیم که یه بدشانسی بزرگ آوردم ،خیلی درد داشت ،خدایا به یه قسمت دیگه از زندگیم یه خوش شانسی بزرگ بده،که خیلی ذوق داشته باشه.

خیلی ببخشین ولی اون مادره واقعا روانیه

اگه حرفی داره بیاد به خود شما بگه اکه جرئت حرف زدن نداری یا حرفی نداری دیگه اینکارا چیه 

جا اینکه رویامو پازل بچینم،ترجیح میدم حقیقتو واضح ببینم⁦;)⁩

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  13 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  13 ساعت پیش