هرجا که میخایم بریم میگه نمیام.۱۵سالشه. هرجایی که اون دوست داشته باشه ماباید بریم چون نباید دلشو بشکنیم و گرنه ماپدرمادر بدی هستیم. امروز میخاستیم باعمه هاش بریم بیرون باغ میگه من دوست ندارم بیام شما برید.آخه من چطور تنهاش بزارم برم؟؟ خدایا کاش من زودتر بمیرم خسته شدم دیگه. باباش هم عصبانی شد تلگرام و اینستاگرامش رو حذف کرد. اونم قهرکرده رفته تو اتاقش. ( پدرش از اول خم مخالف اینستا و تلگرام بود)
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
خب خوشش نمیاد زوره مگه یاد خودم افتادم نفرت داشتم از دورهمی های خانوادگی مامان من همین جوری عصبی میشد و نفرین میکرد، تنهایی چیزیش نمیشه دیگه از خیلی لحاظ یه آدم مستقل به حساب میاد
و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت میکشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر میشوند و مثل یک درخت توخالی ، پوستهای بیش نیستند. و عاقبت به روزی میافتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمیدانند چرا زندهاند…
دیدی خدا عشقمونو تکثیر کرد. 🥰😍 امضا قبلی 👈خدایا عشق من و محمد و با دادن یه فرزند صالح تکثیر کن 🥺🙏 ۵آذر (شهادت اول حضرت زهرا) بی بی چک مثبت شد ۲۵(شهادت دوم حضرت زهرا) آذر قلب و دیدم 😍 دوم اسفند جنسیت دختر مامان مشخص شد🤩💌 ۲۸ تیر ۴۰۳ دخترم اومد تو بغلم خدایا شکرت 🥹🥹🥹
من فقط وقتاییک میخواستم باعشقم یواشکی حرف بزنم جایی نمیزفتم شاید دخترشمام باکسیه🥲البته حدسه یوقت نر ...
🥲😂منم وقتی میخاستم باهاش حرف بزنم یا یواشکی برم ببینمش نمیرفتم جمع های خانوادگی و همیشه خفت میخوردم کلی دعوام میکردن ولی لذت حرف زدن باهاش ارزششو داره 😂🥲