دعوا میکنیم چون خیلی لفتش میده درس خوندنو
الگوش باباش بوده یه ادم اهمال کار ب تمام معنا
اینم بیخیالش میشم مدرسه زنگ میزنه منو قاطی ماجرا میکنه
باهاش همراه میشم زورش میاد
میگه حتی ازم نپرس
جلو داداش دو ساله ش بدرفتاری میکنه
من تحصیلکرده و خیلی انعطاف پذیرم اما این پدر دختر چیزی ازم باقی نذاشتن
قبول دارم کمال گرام و همه چیو ب نحو احسن میخوام اما رو خودم کار میکنم ک اذیت نشن
اما اینا پررو تر میشن
همسرم مدام جلو بچه ها عصبی میشه هرچی میگم اروم حرف بزن میگه صدام بلنده دخترمم هیچ احترامی برام قائل نیست
حس میکنم دارم ب جنون میریم
تو این چند روز چند بار ب زد و خورد فیزیکی رسیده کارمون با دخترم چون باباش اگ ب عصبانیت شدید برسه ک معمولا هم یهوییه ابایی نداره از دست بلند کردن قبح کار برای اینم ریخته!
باباش فوق العاده هم بددهنه طوری ک امروز بخاطر حرفای زشتش بلاکش کردم اونم نیومده خونه
مشاوره هم قبلا میرفتیم اما همسرم انقد بیخیاله ک پول ب موقع نمیاره ک بشه مرتب ادامه داد
واقعا خستم
شما رابطه تون با همسر و بچه هاتون چطوره؟ صبورین؟
بگید برام لطفا