2777
2789
عنوان

داستان خیانت و بی عقلی

13066 بازدید | 16 پست

سلام میخواستم نظر شما رو راجع به این داستان و تاثیر دنیای مجازی روی روابط زوجین بدونم البته من نمیدونم این داستان راسته یا نه از تو یه گروه توی تل برداشتم برام جالب بود گفتم اینجام بگذارم

داستان #یک_خیانت,

یک بی عقلی,

یک #خانه_خراب_کن به نام #مجازی

: خیانت

،باشوهرو دوبچه ام زندگی آروم وخوبی داشتم تا اینکه چندسال پیش شوهرم ابتدا دو گوشی هوشمند برای من وخودش خرید بعداز مدتی علی رغم مخالفتهای من  وای فای منزلمان هم وصل کرد وهردومان وارد فضای مجازی شدیم وروز به روز فاصله من از شوهرم بیشتروبیشترمیشد ودرصورتی که هیچوقت هم قبول نداشتم که من مجازی شده ام وهمیشه درمقابل حرفای خواهروخانواده م سینه سپر میکردم که من فقط داخل گروهای خانوادگی فعالیت دارم واز این حرفا،خلاصه بعد از مدتی متوجه پیامهای گاه وبیگاه برادرشوهرم شدم که اوهم ازدواج کرده ودوبچه هم دارن من روزهای اول بخاطر احترامی که برای او قائل بودم جواب پیامهایش را میدادم اما چیزی نگذشت که ابراز علاقه کردوگفت من همیشه حسرت داشتن زنی مثل تو رو داشتم ومن هم به خودم افتخار کردم وخام حرفهای اون شدم طوری که یادم رفته بود اون برادر شوهرمه ازصبح زود که شوهرم میرفت سرکار تا وقتی که میومد یا تلفنی با بردارشوهرم که حالا شده بود عشقم حرف میزدم یا چت میکردیم الان دیگه فاصله من با شوهرم وبچه هام خیلی زیاد شده بود تا اینکه کم کم جاريم ليلا به رفتارهای برادر شوهرم حسين شک میکنه وبالاخره یه شب گوشیشو بر میداره و چندتا اس آخری که من و حسين به هم داده بودیمو که حسين یادش رفته بوده حذف کنه رو میبینه و ازطرف حسين به من اس داد بیداری عشقم منم که تمام زندگیم شده بود حسين نوشتم آره زندگیم وخلاصه یکی اون گفت و ده تا من گفتم که چی میشد الان بجای داداشت توکنارم خوابیده بودی و از این حرفای عاشقانه،بعدش بهم اس داد که فردا ليلا خونه نیست صبح زود بیا خونه ما شاید من خواب باشم بعد از رفتن ليلا دروباز میذارم تو بیا تو،منم که از خدام بود حتی شده یک ساعتو با حسين بگذرونم،صبح بعداز رفتن شوهرم بچه هامو سپردم به همسایه وآماده رفتن پیش حسين شدم همه چی طبق گفته حسين درست بود وقتی رفتم در باز بود وقتی که به اتاق خواب حسين و ليلا رسیدم شوهر خودمو ليلا رو دیدم که با عصبانیت خیلی زیادی منتظرم بودن اون لحظه کاملا یخ کرده بودم ليلا دستمو گرفت پرتم کرد رو تخت الان دیگه نوبت شوهرم بود که هر بلایی که دوست داره به سرم بیاره اما اون فقط گفت بیچاره بچه های من که به تو کثافت میگن(مادر)تو لایق این کلمه مقدس نیستی همین امروز توافقی از هم جدا میشیم و نباید حسين هیچ چیزی بفهمه فقط من بهش میگم که سميرا بایه نامرد دوست بوده من متوجه شدم طلاقشو دادم اینجوری حسين به ذات کثیف تو که غیرازخودش باکس دیگه ای بودی ونامردی خودش که هنوز رو نشده پی میبره،اونروز من مث مرده متحرکی بودم که تمام زندگیمو ازم گرفتن بچه هایی که عاشقشون بودم وشوهری که عاشقم بودهمون روز طلاقم داد ورفت  الان برادرشوهرم به چشم یه هرزه به من نگاه میکنه و داره زندگی خودشو میکنه وشوهرمم داره با پاره های تنم وزن جدیدش زندگیشو میکنه ومن تازه فهمیدم من وحسين هیچ انگیزه ای نداشتیم ومن بی هدف زندگیمو آتیش زدم،دوستای گلم خیلی مواظب زندگیتون باشین واگه دوست دارین داستان بدبختی منوبرا دوستاتون بفرستین تا خدای نکرده خام حرفای اطرافیانشون نشن،بازم میگم دوستای گلم مواظب زندگیتون باشین هرچقدرم که ساده باشه


گروه روانشناسی🔮ورود آقایان ممنوع❌


📳مشـاوره آنــ🌟ـلاین🌻

https://t.me/joinchat/G2pH8kNPmlg7BFosd6yGyQ



چقدر حسرت  به دلیم‌ 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ب نظر منم همه چی رو نباید انداخت چردن اینترنت و گوشی و فضای مجازی،این آدم قبلش آب گیر نیاورده وگرنه شناگر ماهری بوده، فضای مجازی فقط کارشو راخت تر کرده بود.

ضمنا اون خسین اقام همین قدررر مقصر بودا

نه اصلا قبول ندارم . من از ۱۴ سالگی تو فضای  یاهو و فیسبوک بودم  تا الان که ۲۵ سالمه . همسرم هم همین طور . همیشه جنبه ی استفاد ه از این فضا رو داشتم . هر کاری رو  تو زمان و سن مناسب به خودش امتحان کردیم  و الان که متاهل هستم عقده ی هیچ کدوم از این مسخره بازی هارو ندارم شوهرمم اصلا اعصاب این چیزارو نداره اینستا و تلگرامشم میده من براش  چک میکنم و عکس میزارم و جواب هارو میدم‌.

👈 عضو کمپین مبارزه با کلمه ی شوشو😖😡😠
ب نظر منم همه چی رو نباید انداخت چردن اینترنت و گوشی و فضای مجازی،این آدم قبلش آب گیر نیاورده وگرنه ...

ما در جایگاهی نیستیم بخایم کسی رو قضاوت کنین از طرفی هم در شرایط اون خانم نبودیم  شاید اگه ماهم تو شرایط اون بودیم خیلی فضاحت های بدتری بوجود میاوردیم .بیاییم بجای قضاوت از خدا بخواییم هیچوقت مارو اونجوری امتحان نکنه و مارو بحال خودمون رها نکنه .

واسه حل مشکل داداشم یه صلوات اگه میتونین بفرستین .ممنونم
ما در جایگاهی نیستیم بخایم کسی رو قضاوت کنین از طرفی هم در شرایط اون خانم نبودیم  شاید اگه ماهم ...

ببخشید قضاوت کنیم منظورم بود

واسه حل مشکل داداشم یه صلوات اگه میتونین بفرستین .ممنونم
ما در جایگاهی نیستیم بخایم کسی رو قضاوت کنین از طرفی هم در شرایط اون خانم نبودیم  شاید اگه ماهم ...

اول اینکه این ی داستان بود و استارتر گفته بود نظرتون رو بدین،منم همین کارو کردم،بعدم شرایط خاصی از خانوم گفته نشده ک میگید تو شرایط خانوم شاید همون کارو میکردیم😐😐😐😐😐😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز