2777
2789
قبلا شوهرم میخاست بریم یه محل دیگه من خر نذاشتم آخه واسه ساختن این خونه خیلی زحمت کشیدیم و من خدا شا ...

آخ دختر تو خود منی

منم خونه رو با دستای خودم ساختم حیفم میاد بزارم برم

ولی آرامش مهمتره

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

آخ دختر تو خود منیمنم خونه رو با دستای خودم ساختم حیفم میاد بزارم برمولی آرامش مهمتره

ان شاالله خدا به هردوتامون یه خونه بهتر و با امکانات تو یه محله خوب بده

امروز1404/۳/۱۱خیلی درمونده و افسرده ام ولی امیدم به خداست از خدا میخام یه نگاه ویژه به زندگیم بکنه که بگم خدایا شکرت نتیجه صبرمو بهم دادی.امیدوارم چند وقت دیگه که به امضام نگاه میکنم با خودم بگم چه روزای بدی بود خداروشکر گذشت... خدایا همه چیزو سپردم به خودت نذاری اون اتفاق بیوفته 💔😭

انشاالله کدوم استانی؟

کرمان

امروز1404/۳/۱۱خیلی درمونده و افسرده ام ولی امیدم به خداست از خدا میخام یه نگاه ویژه به زندگیم بکنه که بگم خدایا شکرت نتیجه صبرمو بهم دادی.امیدوارم چند وقت دیگه که به امضام نگاه میکنم با خودم بگم چه روزای بدی بود خداروشکر گذشت... خدایا همه چیزو سپردم به خودت نذاری اون اتفاق بیوفته 💔😭

انشاالله کدوم استانی؟

شما کجایی؟

امروز1404/۳/۱۱خیلی درمونده و افسرده ام ولی امیدم به خداست از خدا میخام یه نگاه ویژه به زندگیم بکنه که بگم خدایا شکرت نتیجه صبرمو بهم دادی.امیدوارم چند وقت دیگه که به امضام نگاه میکنم با خودم بگم چه روزای بدی بود خداروشکر گذشت... خدایا همه چیزو سپردم به خودت نذاری اون اتفاق بیوفته 💔😭

❤انشاالله آرامش بیاد تو زندگیتبرا منم دعا کن

الهی آمین همچنین

امروز1404/۳/۱۱خیلی درمونده و افسرده ام ولی امیدم به خداست از خدا میخام یه نگاه ویژه به زندگیم بکنه که بگم خدایا شکرت نتیجه صبرمو بهم دادی.امیدوارم چند وقت دیگه که به امضام نگاه میکنم با خودم بگم چه روزای بدی بود خداروشکر گذشت... خدایا همه چیزو سپردم به خودت نذاری اون اتفاق بیوفته 💔😭

آخی عزیزم اون گریه‌کردن‌هات چقدر شبیه‌من‌بودیشوهرت الان پشتت هست؟من‌وقتی قطع‌رابطه‌میکنم شوهرم باهام ...

عزیزم من توی شهر همسرم غریبم ۹ ماه بارداری خانوادش سراغمو نگرفتن حالا رفتارای قبلشون بماند

بعد زایمان هم از هرطریقی میخاستن آزار و اذیتم کنن همسرم شاهد تمام اون رفتارا بود و دید که من سکوت میکنم و خانوادش بی دلیل اذیتم میکنن

تا دفعه آخر که مادر بی آبروش وقتی همسرم سرکار بود اومد خونمون شروع کرد به فحاشی و توهین کردن باز من با احترام جوابشو دادم و حتی بهش کفتم جیشده چرا عصبی هستی و دنبال دعوایی اما اون به خودم و خانوادم توهین کرد من پاشدم و بهش گفتم حق نداره به خانوادم توهین کنه اونم به من سیلی زد منم همون لحظه ی سیلی محکم بهش زدم و خیلی عذر میخام بهش گفتم گمشو از خونم برو بیرون

بعدم با همسرم تماس گرفتم و خانوادم که خواستن بیان دنبالم و من رو ببرن که زن عموی همسرم و عموی همسرم اجازه ندادن و خانوادم رو آروم کردن و دیگه من باهاشون قطع رابطه کردم و تازه معنای آرامش رو فهمیدم😅

خدا یا میگم چی میشد تصوراتی که تو مجردی از ازدواج

داشتیم هیچ‌وقت خراب نمیشد

از اول از خانواده شوهر دور بودیم و دومون به‌روی هم باز

نمیشد... 

حرمت‌ها شکسته نمیشد

انقد کینه تو دلمون جا نمیشد..

خدایا خودت آرامم کن

خدایا به دلم آرامش بده

خدایا کمکم کن کینه‌ها رو از دلم پاک کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز