تقریبا از شهریور پارسال زندگی ما ازاین رو به اونرو شد سختی پشت سختی از بی پولی بگیر تا کلاه سرگذاشتن تعمیر پرهزینه ماشین مریضی تو اوج بی پولی
از پولی که هست و دست مردمه و زندگیی که بی پولی ارامش شو بهم زده تا عوض شدن اخلاق کل خانواده نگرانی پشت نگرانی اونهمه ارامش و پول کجا رفت
نمیدونم چرا همه کارامون با مشکل حل میشه حق کسیم نخوردیم تاجایی که تونستیم کار مردم حل کردیم
پارسال یه دعا درخونمون پیدا کردم چسب زده بودن جلوی کفشا بود ممکنه کسی برای ما دعا انداخته باشه زن همسایه گفت برا هرکی هست بشور ش تا خیس بخوره و بره
ممکنه دعاگردن ما افتاده باشه از اطرافیان ما کسی تو کار دعا نیست