وای وای خواهر شوهر من دوتا پسر داشت که توی بچگی زمین و زمان را به هم می دوختن، من واقعاً بچه های به این شلووووووغییییییی تا حالا ندیدم، یعنی یک لحظه آروم
نمی نشستن. مثلاً برای رفت و آمد بین سالن و آشپزخونه فقط از روی اُپِن رد می شدن. ولی توی نوجوانی اینقدر آروم و سرسنگین و آقا شدن که نگو.
الان 25 و 21 سالشون هست، اولی معلم شده و دومی هم دانشجوی دانشگاه فرهنگیان.
( البته اینم بگم که پدر و مادرشون خیلی مؤدب، با اخلاق و متشخص هستن و بچه ها هم خیلی بچه های خوبی بودن و اصلاً بی ادب نبودن، فقط به شدت شیطون)