2777
2789

خواندن این متن مناسب افراد باردار و ترسو نمیباشد، عواقب خواندن بپای خودتان😏⛔

مهمان ناخوانده 

سال هزارو سیصدوبیست خورشیدی در بحبحه ی جنگ جهانی دوم و ترس از کشیده شدنِ جنگ به ایران،به خدمت ارتش بزرگ رضا شاه در آمدم.دوماهی از خدمتم در ارتش نگذشته بود که دچار عفونتِ شدیدِ ریه شدم و چون از لحاظ بدنی ضعیف و ببمار شده بودم به ناچار از ارتش اخراج شدم،و علی رغم میلم دوباره به روستای محل سکونتم برگشتم.اون زمونا هیچ شغل و حرفه ی خاصی تو روستاها وجود نداشت ،یا باید مزرعه داری میکردی ویا گله داری ،همیشه نیمی از سال خشکسا لی و قحطی بود و نیم دیگرسال سیل و برف وبوران شدید ،مانده بودم با این بیماریِ ریه ام چه کاری پیدا کنم ؟پدرم از خروس خوان تا شغال خوان سرِ زمینِ مردم کار میکرد ومادرم و خواهر هایم بیشترِ روز پای دارِ قالی ،اما من هیچ کارِ سختی ازم برنمیومد گاهاً اینقد سرفه میکردم که خون بالا می آوردم ،اما از خانه نشینی به سبکِ مفت خورها متنفر بودم و به کدخدای ده سپردم که برام کاری جور کنه که زحمتِ زیادی نداشته باشه ،کدخدا که حرفش بین ادمای ده زمین نمی افتاد و عزت و احترام زیادی داشت به صاحبِ قهوه خونه ی ده سپرد که منو به عنوانِ قهوه چی ببره وردستِ خودش 

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

خوب؟

امام علی (ع): در شگفتم از بخیل، بـــه ســــوی فـــقـــری مــیشــتــابــد كـــه از آن مــیگــریزد.و سرمایه ای را از دست میدهد كه برای آن تلاش میكند. در دنیـا چون تهیدسـتان زندگی می  كند، اما در آخـرت چون سرمایه داران محـاكمه میشود در شگفتم از متکبری كه دیـروز نطفه ای بی ارزش وفـردا مرداری گندیده خواهـد بـود و در شگفتم از آن كس كه آفرینش پدیده ها را مینگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را میبیند و مرگ را از یاد برده است، و در شگفتم از آن كس كه پیدایش دوباره را انكار میكند در حالی كه پیدایش آغازین را مینگرد، و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدنی را آباد می ّ كند، اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.

روزِ اولی که رفتم تو قهوه خونه متوجه شدم اونجا فقط یه قهوه خونه نیست بلکه به راننده های کامیون و اتوبوس سرویسهای ویژه ای هم میده مثلِ مشروب و تدارکات برای قمارو اجاره ی زنان فاحشه و........دیدن ِ این کثافت کاریا برای من که بچه سید بودم و نزدِ اهل ده اجرو قرب خاصی هم خودم و هم خانوادم داشتم واقعا غیر قابل تحمل بود ،این بود که به صبح نکشیده از قهوه خونه زدم بیرون و برگشتم خونه،دوسه روزی هم پای دکانِ حاجی علی اکبر واستادم،ولی پسرش عذرم رو خواست و دست از پا درازتر دوباره خونه نشین شدم . تا اینکه یه روز صبح با صدای عمو سلیمونِ حمومی از خواب بیدارشدم که پای دارِ قالی مادرم ایستاده بودو در حالی که شالِ دورِ کمرشو محکم میکرد داشت مادرمو راضی میکرد که برم تونتابِ حمومش بشم،مادرم اماراضی به رفتن ِ من برای تونتابیِ حمومِ عمو سلیمون نمیشد میگفت بچم بیاد اونجا که جنی بشه؟از قدیم به ما گفتن خزینه جن داره

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نه عمو سلیمون حمومت شیش دنگ مالِ خودت من پسرمو نمیفرستم اونجا که دلاکی و مشتمالیِ مردم ده رو بکنه،شب و نصف ِ شب هیزم ببره تو گُلخَندِ حموم که دیگِ مسی رو گرمش کنه و آب رو از تو قنات بندازه تو خزینه ،نمیبینی عمو سلیمون ؟نمیبینی که بچم ریه هاش نای نفس زدن نداره؟اونوقت بیاد توخزینه ی بخار گرفته ی تو با این ریه هاش دلاکی کنه؟یا که قبلِ اذونِ صبح جنی بشه بچم!!!!!!

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

عواقب خوندن به پای خودتون یعنی چی😂

یعنی نیاید نفرین کنید😂

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

خودت نوشتی یا کپیه؟

امام علی (ع): در شگفتم از بخیل، بـــه ســــوی فـــقـــری مــیشــتــابــد كـــه از آن مــیگــریزد.و سرمایه ای را از دست میدهد كه برای آن تلاش میكند. در دنیـا چون تهیدسـتان زندگی می  كند، اما در آخـرت چون سرمایه داران محـاكمه میشود در شگفتم از متکبری كه دیـروز نطفه ای بی ارزش وفـردا مرداری گندیده خواهـد بـود و در شگفتم از آن كس كه آفرینش پدیده ها را مینگرد و در وجود خدا تردید دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را میبیند و مرگ را از یاد برده است، و در شگفتم از آن كس كه پیدایش دوباره را انكار میكند در حالی كه پیدایش آغازین را مینگرد، و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدنی را آباد می ّ كند، اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.

مگه عبدلله لاری رو یادت نیست؟تو همون خزینه جنی شد به ماه نکشیده دیوونه شدو سر به بیابون گذاشت،مگه جوون مردم چند سالش بود؟حالا دقه به ثانیه یا از قبرستون پیداش میکنن یا هفته ها میره تو کوه و ناپدید میشه !!نه عمو سلیمون من کریم رو واسه دلاکی و تونتابی نمیفرستم حاضرم تمومِ خرج و مخارجشو خودم بدم ولی بچمو اونجا نفرستم که لُنگی بشه و شب به شب لجنِ تنِ آدمارو از تو خزینه جمع کنه و پای دیگِ تیان عرق بریزه .از عمو سلیمون اصرارو از مادر انکار .دیدم اگه دست نجونبونم همین کارم از دست میدم جَلدی از جام پریدم و پابرهنه دویدم سمتِ مادرم و در حالی که تنبونمو بالا مبکشیدم گفتم :اووووووه مادر اخه جن کجا بود ،لابد عبد الله لاری رو گازِ گُلخند گرفته هر چی باشه تو اون اتاقِ گلخند هیزم میسوزه و مثلِ جهنم گرم و داغه و از زغالاش گازِ مسموم میچرخه تو هوا .حالا مردم ده دنبال اینن که یه وصله پینه ای به بنده خدا ببندن از سر ِ بیسوادی میگن عبدلله جنی شده .ول کن مادر جان من ازفرطِ بیکاری روزا گلهای قالی رو میشمارم و شبا ستاره هارو .عمو سلیمون که از حرفهای من به وجد اومده بود رو به مادرم کردو گفت:بفرما خاله فاطمه ،دیدی؟دیدی که کریم خودش مجابه که بیاد حمومی بشه ،بزار بیاد کمک حالِ من ،میدونی که پیرو از کار افتاده شدم اولادی ندارم که یه گوشه از کارو بگیره و کمک دستم باشه توروخدا خاله فاطمه نه نگوووو.مادر نگاهش رو به دارِ قالی انداخت و گفت:اگه خودت میخوای باشه برو ،ولی خیلی زود پشیمون میشی ،هم باید حمالی کنی و هم تنت بلرزه که یه وقت خدای ناکرده گیرِ از مابهترون نیفتی ،ودر حالی که تند تند گره به قالی مینداخت گفت:برو دعای خیرم به همرات،از خوشحالی گیوه هامو پا کردم و کتِ پوستینیم رو پوشیدم و ناشتا نخورده دنبالِ عمو سلیمون به راه افتادم

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

میونه ی راه عمو سلیمون از تو خورجینِ الاغش تکه ای نان درآورد و در حالی که پنیر مالش میکرد و میداد دستم سرِ صحبت رو باز کردو گفت :کریم به حرفای مردم ده اهمیتی نده اینا اگه یه زن زائو بمیره میگن آل زدش ،اگه یکی تیفوس بگیره میگن اجنه بیمارش کرده،اگه یه نفر بزنه به سرش و دیوانه بشه میگن حکماً جن رفته تو بدنش ،این جماعت دیواری از جن کوتاه تر پیدا نکردن که هر چه بلا ومصیبت سرشون میاد میندازن گردنِ اجنه ،از من به تو نصیحت از جن نترس ،از آدمیزادِ دوپا بترس که هر چی فسادو شر ِ روی زمین از گورِ همین آدمیزاده بلند میشه،در حالی گاز محکمی به نون و پنیر میزدم گفتم :نه عمو سلیمون من اصلا به این چرندیات اعتقادی ندارم،جن کجا بود؟اونم تو خزینه!مگه جن اینقد بیکاره که بیاد تو حموم سربه سر آدما بزاره؟چی عایدش میشه؟عموسلیمون در حالی که الاغشو هِن میکرد گفت:اگه چیزی دیدی به روی خودت نیار ،جوری رفتار کن که متوجه ترست نشن!!با تعجب پریدم وسط کلامش و گفتم:نکنه عموسلیمون تو خودت اونجا جن دیدی؟تو میگفتی باور نکنم!با چوبِ ترکه ای که دستش بود و الاغشو هن میکرد زد تو سرم و گفت :بچه گفتم حرفای مردم رو باور نکن نگفتم که این موجودات وجود ندارن ،فقط اگه دیدیشون باهاشون جوری رفتار کن که نفهمن ترسیدی چون اونا عاشقِ ترسوندن و اذیت کردن آدمها هستن ،با اونا مثلِ آدمیزاده ها رفتار کن،نزار متوجه ترست بشن

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

خودت نوشتی یا کپیه؟

این داستانا واقعیه

هفت سال پیش تاپیک میذاشتم ازشون، امشبم به سرم زد دوباره بذارم😅

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز