2821
2789
عنوان

گفتن با ساچمه کشته شده

1316 بازدید | 53 پست

این داستان کامل واقعیه و برا ۱۶سال پیشه 

یکی از آشنا هامون دوتا پسر داشته که اون موقع من ده سالم بود و با همسرم اون موقع ها دوست بودن و و خونه هم دیگه رفت و آمد داشتن همسرم تعریف می‌کنه میگه اینقدر این پسر (اسم مستعار مثلا حمید)خوبی بوده که نگو یه پدر خسیس سگ صفت داشته که اصلا پول به این پسرش نداده حمید هم من خودم یادمه یلی بود بخدا ۲متر به بالا قدش بود خوش‌تیپ،چارشونه،قشنگ 

یادمه یبار اون موقع هفت سالم بودم رفتیم کوه ،بارون گرفت جاده گلی شد پدرم اون موقع موتور داشت ماشین نداشتیم منو از بابام گرفت گفت زمین میخوری من دخترت رو میگیرم رو‌ دوشم میارم منو تو بغلش گرفت و از کوه آورد پایین الهی بمیرم چند بار پاش سر خورد ولی نذاشت من زمین بخورم  خودش کل لباس هاش گلی شد ولی نذاشت من گلی بشم و زمین بخورم 

امشب بعد از ۱۶سال یادش افتادم حالم بد شده گفتم با شما درد دل کنم  

صبور باشید دارم تایپ میکنم

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

حمید اهل ورزش بود ،جوون بود به پدرش می‌گفت پول بهم بده خرج کنم لباس بخرم ولی پدرش گفت پول بهش نداده 

همسرم گفت اون موقع ها گفته حتی سیر غذا نمی‌خورم تو این خونه پدرم😔

همسرم گفت یه بار باهاش رفتم گفته بیا بریم یه یا ورزشی بخرم بگم به بابام پولشو بده گفت ست رو تنش کرده رفته پیش بالاش گفته اینو خریدم بهم میاد پولشو بده همسرم میگه گفته نه بهت نمیاد برو پسش بده گفته بابا پس کت و شلوار بهم میاد هیکلی هم هستم برا بخر گفته نه 

باباش خیلی پولدار بوده

میدونم که باید براش خون گریه کنیم

من لایک کن گلی

متاهل ومتعهد❤️❤️حرفی ندارم فقط کاراگاه بازی رو بزار برای زندگی خودت وسرت رو از تو زندگی مردم در بیار🫰🏻از تاریخ ۲۵ دی تاپیک ها متعلق به من هست ❤

از اینجا به بعد اختلافش با پدرش شروع میشه حمید جوون بوده پول خواسته خرج کنه ولی پدرش خسیس و بیشرف 

مادرم میگه انگ افسردگی به حدی زدن گفت این بابای بی صفتش برده تیمارستان بستریش کرده و اینقدر قرص بهش دادن بدنش سر و لمس شده

از اینجا به بعد اختلافش با پدرش شروع میشه حمید جوون بوده پول خواسته خرج کنه ولی پدرش خسیس و بیشرف ما ...

یعنی مادر حمید رو برده تیمارستان پدر عجب نامردی بوده

من ی مادرم ی زن که تمام دغدغه اش بچه اش امیدوارم هیچ پدرومادری امتحان نشه  الهم صل ال محمدوال محمد و عجل فرجهم

حمید برا همسرم تعریف کرده بودگفته بود دکترا گفتن اینو ببر هیچ مشکلی نداره گفت چند برابر پول بهشون داده گفته فقط نزارید بیاد خونه ابن اگه بیاد پول میخواد دوباره دعوامون میشه 


2825
2823
2791
2779
2792