من و همسرم عصر دعوامون شد صدامون خیلی رفت بالا
بعد همسرم رفت تو کوچه نشست چون برق رفته بود
این خانمه ک اصلا اوضاع مناسبی نداره و رفت و امد اقایون ب خونش زیاده انگار متوجه اوضاع ما شده بود و احتمالا چون همسر من تنها تو کوچه نشسته بود فک کرده من قهر کردم رفتم فورا اومد تو کوچه با صدای مظلوم نمایانه ای میگه که درختتون اومده تو حیاط ما برگ میریزه بیاید شاخه هاشو کوتاه کنید اگه اره هم ندارید من دارم😑