بچه ها ی خاطره خنده دار بگم
متلک نیس
شوهرم تازه ت ل گ ر ا م نصب کرده بود بلد نبود چطوریه
تو گروه همکاراش بود اونم همکرا و ریسس های جدی ک خیلی باهاشون رودربایستی داره
گروه هم فقط واسه این بود که اخبار محل کار رو بزارند حتی هیچ حرف دیگه نمیزدن
اقا این شوهر ما دستش رفت رو یه استیکر وحشتناک
یه مرد سیبل گنده ک پایینش نوشته بود عروس ننم میشی؟؟؟!!
واااای داشت سکته میکرد زود ت ل گ ر امشو پاک کرد طفلی فکر میکرد با این کار استیکره نمیره
من ک رسما زمین رو گاز میزدم از خنده