2789
عنوان

بیایین از متلک های خنده داری که شنیدن بگین😂😂😂😂

| مشاهده متن کامل بحث + 40497 بازدید | 167 پست
آره حالا فکر کن اصلا من با یه حال داغون و ویار حاملگی و یه شکم قلمبه داشتم پیاده روی میکردم   ...

واای....اما ترسناکم بوده هااا

الهم الرزقنا شوهر خوب..الشغل کارمند...القد بلند..الپولدار...خودمم...الاستخدام فی ارگان دولتی...العجل العجل العجل

الان تو ی تاپیک دیگه گفتم 

عینک زده بودم رانندگی میکردم بعد اعصابمم خورد بود 

ی پسره با موتور اومد کنارم گفت عشقم عینکی چرا ناراحتی؟

  

خدایا . سپاس . در اوج نا امیدی زمانی که بریده بودم از همه جا محکم دست هایم را گرفتی اکنون میخواهم رهایم نکنی

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یه بار زنگ خونه بود داشتیم همگی از مدرسه میرفتیم بیرون که یه پسر گنده داد زد این همه دختر شوهر از کجا براشون بیاریم 

وااای😂

مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ.

ی بارم دماغمو ک چسب زده بودم بعد عمل ی پسره گفت همه موهاشونو میبندن خانومی دماغو بسته😒😒

شب شب شعر و شوره شب شب ماه و نوره با یار قرار گذاشتم دیر کرده راهش دوره( با ریتم بخون😂😂)

زمان ما خوشمزه ها جلو در مدرسه ب همه دخترا ک سه نفر بودن میگفتن عه شما سه تا دوقلویین؟😐😐😐😐

دوستای عزیزم میشه برای حل مشکلم هرجور ک دلتون میخواد دعا کنید؟منم دعاتون میکنم ب هرچی که میخواید برسید😍
با دو تا از دوستام از خیابون رد میشدیم پسره از تو ماشین داد. زد  اوه کفش صورتیه چه خوشکله سه ت ...

چقدر این متلک واسه نی نی سایتیا باب بوده این چهارمین متلک مشابهه تو این تاپیک😁

سالها بگذشته از میلاد من🍁    کو یکی مردانه باشد یاد من.    🍁  من و تنهایی و یک شمع روشن.🍁  خدایا نکند باد بیاید😢
تو ماشین نشسته بودم شوهرم رفت تا مغازه و بیاد ی دفعه ی پسر سرشو کرد تو ماشین من فمر کردم چیزی میخاد ...

وااای عزیزم نترسیدی😲

ادم ها به لبخندی که روی لب مینشانند ودردی که از هم میکاهند می ارزند
دوستم سبزس. ی بار رفته بود خيابون ی پسره بهش،گفته بود سيا خونمون نیاااا 😂😂😂😂😂😂

ی بارم یکی ب دخترعموم گفت سیاه برفی😂

شب شب شعر و شوره شب شب ماه و نوره با یار قرار گذاشتم دیر کرده راهش دوره( با ریتم بخون😂😂)
واای....اما ترسناکم بوده هااا

آره خدایی. الان خنده ام گرفته اون روز داشتم سکته میکردم. بدنم مثل بید میلرزید. تو کوچمون هم این اتفاق افتاد تا دو روز از خونه نمیرفتم بیرون میترسیدم این دور و بر باشه

شوهرم تاج سرم و دخترم نگین وسط این تاجه، با دنیا عوضشون نمیکنم   
من چادر سرم می کردم بهم میگفتن هر چی دختر عشقیه زیر چادر مشکیه

ب دوست چادری منم ی بار گفتن دنیا ب این بزرگی زیر چادر زندگی میکنی

سالها بگذشته از میلاد من🍁    کو یکی مردانه باشد یاد من.    🍁  من و تنهایی و یک شمع روشن.🍁  خدایا نکند باد بیاید😢

یه خاطره بگم از زمان دانشگاه که یک ماه حموم خوابگاه خراب بود اقا سرویس دانشگاه هر شب میومد ما رو میبرد حموم بیرون 

کار ندارم تمام بچه ها با لگن و کیسه و لیف داخل سرویس می رفتن از اون ورم  پسرای موتوری شهرم  دنبال سرویس چون شهرش کوچیک بود همه فهمیده بودن😆😆😆

اقا یه شب راننده سرویسه از دست این پسرا قاطی کرده بود با عصبانیت به سرپرست خوابگاه گفت 

من دیگه عمرا بیام اینا رو ببرم حموم هر شب هرشب من میبرمشون حموم😆😆😆

اقا کل اتوبوس رفت رو هوا دخترا همه گفتن اختیار دارید کی گفته شما زحمت بکشین خودمون هر شب میریم😆😆😆😆

دنیا اونقدرها جدی نیست   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز