2777
2789
عنوان

كانادايي ها لطفا بياين

655 بازدید | 35 پست

دوستان عزيز

شما كه الان كانادا زندگى ميكنيد،اونجا اشنا هم داشتين؟

تنهايي سخته اونجا به نظرتون؟ من و همسرم فاميل كانادا نداريم،امريكا چرا ولي كانادا هيچى،نگران اينم اونجا بريم تنهايي روى من فشار بياره،چون مردا كه ميرن سر كار😆

عزيزم زبان بلدي؟!

مسافرين همه منتظر پرواز بودند ، من هم همين طور در حال استراحت ،متوجه دختري بودم كه با أسباب بازي كه در دست داشت مشغول بازي كردن بود ....وسط راه هواپيما دچار مشكل شده بود همه خيلي ترسيده بوديم صداي وحشتناك شكافته شدن هواااا .... لرزش پي در پي هواپيما .... در همان وقت بود كه متوجه دخترك شدم او تمام اين مدت چشم از أسباب بازي اش برنداشت و حتي ترسي كوچك در دلش نيوفتاد!!!!  همه فكر ميكرديم كه اين لحظات اخر زندگيمان است ....اما با شگفتي تمام در نزديك ترين فرودگاه فرود موفقي انجام شد !!  خيلي كنجكاو شده بودم تا بدانم چي باعث شجاعت ان دختربچه شده بود ؟ از دخترك پرسيدم چه چيزي باعث شده بود تَو در تمام اين مدت ارامش داشته باشي حتي زره اي ترس در وجودت پيدا نبود .. در حالي كه ما همه با سن زياد وحشت مرگ سروپايمان را فرا گرفته بود !!! دخترك با لبخندي كوچكي به خلبان هواپيما كه در حال نزديك شدن بود اشاره كرد و گفت .... پدرم .... چون پدرم خلبان بود من إيمان داشتم او مرا به سلامت به مقصد ميرساند ... كاش ما هم به خدايمان همينقدر إيمان داشتيم و در سخت ترين لحظات فقط با وجود او ارام ميشديم ...

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من اروپا زندگی میکنم ما هم اینجا هیچ فامیل و آشنایی نداریم تنهایی خیلی سخته بعضی وقتا واقعا از اومدنم پشیمون میشم .ایران که بودیم همیشه دور و ورمون شلوغ بود اما اینجا ......  

شماکدوم کشوری؟

امريكا هستم عزيزم

مسافرين همه منتظر پرواز بودند ، من هم همين طور در حال استراحت ،متوجه دختري بودم كه با أسباب بازي كه در دست داشت مشغول بازي كردن بود ....وسط راه هواپيما دچار مشكل شده بود همه خيلي ترسيده بوديم صداي وحشتناك شكافته شدن هواااا .... لرزش پي در پي هواپيما .... در همان وقت بود كه متوجه دخترك شدم او تمام اين مدت چشم از أسباب بازي اش برنداشت و حتي ترسي كوچك در دلش نيوفتاد!!!!  همه فكر ميكرديم كه اين لحظات اخر زندگيمان است ....اما با شگفتي تمام در نزديك ترين فرودگاه فرود موفقي انجام شد !!  خيلي كنجكاو شده بودم تا بدانم چي باعث شجاعت ان دختربچه شده بود ؟ از دخترك پرسيدم چه چيزي باعث شده بود تَو در تمام اين مدت ارامش داشته باشي حتي زره اي ترس در وجودت پيدا نبود .. در حالي كه ما همه با سن زياد وحشت مرگ سروپايمان را فرا گرفته بود !!! دخترك با لبخندي كوچكي به خلبان هواپيما كه در حال نزديك شدن بود اشاره كرد و گفت .... پدرم .... چون پدرم خلبان بود من إيمان داشتم او مرا به سلامت به مقصد ميرساند ... كاش ما هم به خدايمان همينقدر إيمان داشتيم و در سخت ترين لحظات فقط با وجود او ارام ميشديم ...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز